دختر ایرونی

دخترایرونی.دخترتهرونی.دخترایرانی.دخترتهرانی.دختران ایران زمین.دختران دانشجو.دختر خارجی

مهدویت غرب و بازی های رایانه ای
ساعت ٧:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۳۱  

پدید آورنده : مهدی حق وردی ، صفحه 22

یکی از اصول مشترک بین تمام ادیان الهی و اساطیر باستانی اقوام مختلف، بحث منجی موعود و آخرالزمان می باشد؛ همان کسی که شیعیان او را مهدی، مسیحیان او را عیسی، زرتشتیان او را سوشیانت و قوم های دیگر او را با نام های دیگر می خوانند. تمامی منتظران ظهور، به مرحله ای معتقدند که یک ضد منجی که عصاره تمام شرارت هاست و تمامی نیروهای شیطانی را به همراه خود دارد و مهم ترین مانع منجی موعود است، ظهور کند و در نبرد نهایی، میان این دو که جنگی بسیار بزرگ و خونین است، منجی موعود به همراه یارانش، به کمک امدادهای الهی، بر لشکر شیطان پیروز می شوند. سربازان و یاران منجی، انسان هایی با ایمان و نیرومند هستند که خود را از قبل برای چنین روزی آماده کرده اند.

کشیش پت رابرتسون (Pat Robertson)، یکی از رهبران صهیونسیم مسیحی می گوید: «اکنون آمریکا نماینده خداست در روی زمین؛ برای ظهور مسیح». آری، به اعتقاد آنان، آمریکا یا لااقل رهبران این کشور، پیامبران معصومی هستند که به دنیای پر از گناه فرستاده شده اند تا جهان را به سرمنزل مقصود برسانند. جرج بوش اول روز 6 مارس 1992م. در نشست مشترک سنا و مجلس نمایندگان کنگره آمریکا (که بی شباهت به سخنرانی جرج بوش دوم در 20 مارس 2001 نبود)، خطابه معروفی ایراد کرد که ضمن آن، سیاست نظم نوین جهانی را اعلام کرد؛ سیاستی که طبق آن نمی توان پذیرفت گوشه ای از کره زمین از اصول آمریکایی در مورد آزادی های فردی و حکومت دموکراتیک معاف باشد؛ سیاستی که طبق آن، برای پیروزی در جنگ علیه تروریسم بین المللی، جنگ ایده ها و عقاید باید راه انداخت. این نظم نوین جهانی، به قول «فوکویاما» پایان تاریخ اسلام و دریایی فاشیستی برای شنای تروریست هاست و به قول «توماس فردمن» تحلیل گر سیاسی آمریکایی، اسلام، بزرگ ترین دشمن غرب است و جنگ با این دشمن، تنها با ارتش ممکن نیست؛ بلکه باید در مدارس ،کلیساها، مساجد و معابد، به رویارویی با آن پرداخت.

هم اکنون سیر محصولات فرهنگی غرب، برای تحقق بخشیدن به آرمان فوق، راهی بازارهای کشورهای مسلمان شده است؛ محصولاتی که پس از استفاده از آنها، شخص از هویت و فرهنگ خود دل زده می شود و آمریکا را به عنوان امپراتور صالح دنیای جدید می پذیرد و او را عصاره نیروهای خیر عالم تصور می کند. یکی از این محصولات فرهنگی که بسیار تأثیرگذار است، بازی های رایانه ای است که بیشتر سرمایه های اجتماعی جهان اسلام را هدف گرفته است.

بیش از دو دهه است که بازی های رایانه ای وارد بازار شده اند. اولین آنها، بازی های شرکت آتاری (دستگاهTV GAME )، مانند بازی PONGبود که تنها شامل دو خط، یک توپ و یک زمین، مانند زمین تنیس بود. پس از آن، بازی های ویدئویی، سیر تکاملی خود را طی کردند و در اواسط دهه هشتاد، بازی ها بیشتر به سمت جنگی (WAR GAME) سوق پیدا کردند که علت آن هم علاوه بر مسائل فنی، جوّ متشنج اواخر دهه 80 آمریکا بود که ناشی از جنگ سرد با شوروی و دیگر برنامه های رئیس جمهور وقت (ریگان) بود.

پس از پایان جنگ سرد و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، ایالات متحده که خود را بی رقیب در جهان یافت، تصور امپراتوری بر دنیا را در سر پروراند و از هر وسیله ای برای اثبات و جا انداختن این هدف استفاده کرده است. بازی های رایانه ای، یکی از این ابزار و وسایل است. در این بازی ها، آمریکا، مدینه فاضله و آرمان شهر و نهایت رفاه، صلح و امنیت معرفی می شود و نظام فرهنگی آن، تنها سیستمی است که جهان را از خطرات گوناگون حفظ می کند. تفکر حاکم بر این بازی ها، نشئت گرفته از منجیان متنوع آخر الزمان است که دارای ویژگی های منحصر به فردی می باشند.

آخر الزمان تکنولوژیک

در آخر الزمان تکنولوژیکی، ربات ها و ساخته های دست بشر به مرحله ای از تکامل و هوش می رسند که علیه انسان ها دست به شورش زده، قصد نابودی نسل بشر را دارند و انسان ها نیز توانایی مبازه با آنها را ندارند. در این زمان، یک منجی شجاع که دارای قدرت عشق و ایمان است (خصیصه ای که ماشین ها از آن بی بهره اند)، با آنها به مبارزه بر می خیزد و پس از نبردهای طولانی و سخت، نسل بشر را نجات می دهد؛ مثلاً شما در بازی «ماتریکس» (ENTER THE MATRI#215;) به همراه یک گروه از آرمان شهری به نام زایون (ZION)، وظیفه نجات جهان را از دست انسان نماها بر عهده می گیرید و در حین بازی، باید با شجاعت بی نظیر خود، جهان را از دست ماشین های دیوصفت نجات دهید.

آخر الزمان طبیعی

در آخر الزمان طبیعی، طبیعت سر به شورش برمی دارد و بشر را با حربه هایی مانند زلزله، گرد باد، طوفان، آتشفشان، سیل و... تهدید می کند و یا دخالت های بی جای انسان در ساختارهای ژنتیک، باعث پیدایش غول ها و حیوانات ناشناخته عظیم الجثه ای می شود؛ به عنوان مثال، در بازی «جزیره سایه ها»، شما برای نجات بشریت از دست آلن و اوبد مورتون که پدر خود را که یک دانشمند ژنتیک بوده، کشته اند و قصد دارند به وسیله تحقیقات پدرشان بر جهان مسلط شوند، وارد جزیره می شوید.

آخر الزمان تخیلی

در آخر الزمان تخیلی، موجودات ناشناخته فضایی، زمین و نسل بشریت را به مخاطره انداخته، این بار یک منجی بسیار دانا، با قدرت ماورای انسانی به مبارزه با این موجودات می پردازد؛ به عنوان مثال، در بازی «سام ماجراجو»، شما به عنوان یک منجی و در نقش سام استون ظاهر می شوید. سام به خاطر شجاعت فوق العاده اش در مبارزه با این موجودات، به اسطوره ای تبدیل شده، به کمک ماشین زمان، به گذشته برمی گردد تا جنگ بر علیه این یاغیان را به نفع بشریت تمام کند.

آخر الزمان اسطوره ای

در آخر الزمان اسطوره ای، یک ضدمنجی از دل افسانه ها و اسطوره های باستانی پا به دنیای ما گذاشته، قصد نابودی بشر را دارد که در این حال، یک منجی آگاه به دنیای اسطوره ها و مجهز به جادو و سحر، ظهور می کند و به مبارزه با این دشمنان می پردازد؛ مثلاً در بازی «نفرین شدگان»، شما به عنوان یک منجی و در نقش یک دختر یا پسر 15 ساله یک کشاورز، بازی را آغاز می کنید. در این بازی، متجاوزان کراگ، به فرمان یک موجود اهریمنی، در جست وجوی جادو و سحرهایی برای حکمرانی بر تمام دنیا هستند. این اهریمن، می خواهد با استفاده از این جادوها، تمام موجودات خوب دنیا از جمله شما را به اسارت در آورد و شما به عنوان یک ماجراجوی سرسخت، مبارزه با این شیطان را بر عهده می گیرید. شما برای این کار، باید از جنگل های انبوه و ژرف، دره های خشک، بیابان ها، سیاه چال های مرطوب، گورستان های قدیمی، کوه های پر از برف، غارهای یخی و از عمق غارهای پر از مواد مذاب عبور کنید تا از این فاجعه جلوگیری کنید.

یکی دیگر از ایده های حاکم بر بازی های رایانه ای، جنگ هسته ای است که از آن با عنوان آرماگدون (armageddon)یا نبرد نهایی حق علیه باطل یاد می شود که استفاده از سلاح اتمی در آن، قابل پیش گیری نیست و ظهور حضرت مسیح، بدون وقوع این حادثه، ممکن نیست. در بازی های مختلف، به این پدیده پرداخته شده است؛ به عنوان مثال، شما در بازی مأمور مخفی 2، در نقش یک جاسوس خبره (کیت آرچر) ظاهر می شوید که می باید از وقوع جنگ هسته ای و نابودی نسل بشر توسط تروریست ها جلوگیری کنید.

آخر الزمان دینی

در میان آخر الزمان های مختلف، آخر الزمان دینی، مورد توجه خاص قرار گرفته است. در این آخرالزمان، انسان های شیطان صفت در قالب گروه های تروریستی و... قصد به دست گرفتن قدرت و نابودی تمامی عناصر پاک و خدایی را دارند و شما به عنوان منجی و در نقش جاسوس خبره و باایمان و یا سربازان ماهر و معتقد (عمدتاً سربازانی از ارتش آمریکا و انگلیس) به عنوان پلیس صلح جهانی ظاهر شده، به مبارزه با دشمنان بشریت می پردازید. حال ممکن است این دشمن قبلاً در زمین به جنایت پرداخته باشد و شما مجدداً به مبارزه با آن می پردازید و یا دشمنانی که در آینده پا به عرصه جهان خواهند گذاشت. بازی هایی همچون «اسلحه مرگبار»، «گروه ضربت» و «بازگشت به قلعه ولفن اشتاین»، از این قبیل هستند. در بازی اسلحه مرگبار، شما در نقش یک گروه ضدتروریستی، باید 11 مأموریت مختلف و پرهیجان را پشت سر بگذارید و در طی عملیات، علاوه بر ناکام گذاشتن تروریست ها در فعالیت هایشان، اسناد و مدارک مختلفی را جمع آوری کنید و به برنامه های آینده تروریست ها پی ببرید. در ضمن باید گروگان ها را نجات دهید و هر گونه خطا، باعث به خطر افتادن جان گروگان ها می شود. در بازی گروه ضربت، در سال 2008م. به مبارزه با میهن پرستان افراطی مسکو می روید که قصد آنها، تأسیس مجدد امپراتوری اتحاد جماهیر شوروی است. تاجیکستان، اوکراین، بلاروس و دیگر کشورهای استقلال یافته، یکی پس از دیگری در شرف پیوستن به این امپراطوری هستند و شما کماندوهای دلاوری هستید که خود را گروه ضربت می نامید و یا در بازی معروف بازگشت به قلعه ولفن اشتاین، مجدداً به مبارزه با نازی ها می روید. در این بازی، تعدادی از فرماندهان ارشد اس.اس از جمله هیملر (فرمانده کل نیروهای اس.اس) قصد دارند تا با توسل به تکنولوژی پیشرفته و با استفاده از قدرت های مافوق طبیعی، به جنگ علیه بشریت بیایند و شما در نقش مأمورانی از ستاد ضداطلاعات ارتش، باید از اجرای اهداف فوق جلوگیری کنید و جهان را از نابودی نجات دهید و یا در بازی «call of duty» شما در نقش سربازان انگلیسی، آمریکایی و روسی، آموزش می بینید و برای مبارزه با آلمانی ها به منطقه اعزام می شوید و پس از طی کردن مراحل مختلف، وارد برلین پایتخت آلمان شده، پرچم آزادی! را بالای ساختمان ها به اهتزاز درمی آورید.

علاوه بر بازی های ذکر شده که به دشمنان بشریت در گذشته یا آینده پرداخت شده است، غرب سعی دارد سیاست های تجاوزرانه کنونی خود را در عرصه بین الملل توجیه کند؛ اهدافی همچون مبارزه با تروریسم بین المللی، مبارزه با گروه های تروریستی، همچون القاعده و یا مبارزه با دیکتاتورهای جهان، همچون صدام و... . این روند، پس از 11 سپتامبر، با شتاب بیشتری پی گیری شد؛ به عنوان مثال، در بازی نیروی دلتا (DELTA FORCE)شما به عنوان یک گروه ضدتروریستی، مأمور می شوید تا با تروریست ها در هر کجای دنیا که از سوی آمریکا معرفی می شوند، مبارزه کنید. در قسمتی از این بازی، شما وقتی وارد اردوگاه تروریست ها می شوید، تصویر شیخ یاسین، رهبر حماس را (که چندی پیش به دست دولت تروریستی اسراییل به شهادت رسید) بر دیوار می بینید یا در بازی (DELTA FORCE 2)، برای مبارزه با تروریست ها وارد خوزستان می شوید و با تروریست هایی مواجه می شوید که با چهره ای کریه، خشن و بدذات ترسیم شده اند. آنها لباس عربی بر تن دارند و با صورت های نتراشیده، ظاهر می شوند. از بازی های دیگری که در این زمینه می توان به آنها اشاره کرد، بازی «جنگ ژنرال ها» و «طوفان صحرا» می باشد. در جنگ ژنرال ها، شما به عنوان سربازان آمریکایی، مأموریت مبارزه و سرکوب تروریست ها و دشمنان بشریت را دارید. در این نبرد، شما به عراق برای مبارزه با رژیم صدام می روید و یا به افغانستان برای مبارزه با گروه القاعده می روید. نکات جالب توجه ای در این بازی به چشم می خورد؛ مثلاً در ابتدای بازی، فیلمی پخش می شود که هواپیما و هلی کوپترهای آمریکایی در حال گشت زنی هستند و توسط دشمن مورد حمله قرار می گیرند و سقوط می کنند و پس از آن است که شما وظیفه دارید متجاوزان را سرکوب کنید و این، نشان می دهد که آمریکا هیچ گاه اولین گلوله را شلیک نمی کند و فقط برای دفاع از خود، دست به تجاوز و حمله می زند. همچنین در عملیات عراق و افغانستان، به هر نحو ممکن، از نمادها و سمبل های اسلامی استفاده شده است و به کسی که این بازی را انجام می دهد، القا می کند که اسلام، علت این خشونت هاست. در عراق، نیروهای صدام، در جلوی مسجد استقرار دارند و در مزارشریف، مناره های مسجد دیده می شود. در هر دو عملیات عراق و افغانستان، بعثی ها و گروه القاعده (دشمن) به رنگ سبز نشان داده می شوند (کلاه ها، تانک ها، نفربرها و نیروهایی که نشانه آنها رنگ سبز است) به نظر می رسد که این انتخاب رنگ نیز بدون دلیل نیست؛ همان طور که در بازی های قدیمی تر که آمریکا به نبرد با دشمن می رفت، تروریست ها و دشمنان، به رنگ قرمز (نماد شوروی) نشان داده می شدند.

یکی دیگر از این بازی ها که شاید بهتر و جذاب تر از همه بازی های فوق طراحی شده، طوفان صحرا (DESERT STORM) است. داستان این بازی، مربوط به زمان جنگ خلیج فارس و حمله عراق به کویت است که شما در آن، ابتدا در ارتش آمریکا تمامی دوره های آموزشی لازم را گذرانده، سپس به عراق اعزام می شوید و وظیفه دارید مأموریت های محوله (در مرز عراق و کویت، داخل کویت، شمال عراق، مرز عربستان و...) را انجام دهید و اهداف از قبل پیش بینی شده را نابود کنید؛ اهدافی همچون فرودگاه های نظامی، سایت های موشکی، مراکز رادار، سایت های ضدهوایی و...

با مطالب عنوان شده، دیگر نمی توان به بازی های رایانه ای، تنها به عنوان ابزار جذاب برای تفریح و سرگرمی کودکان نگاه کرد؛ بلکه باید به آنها از دید دشمنان تفکر اسلامی نگریست و در مقابل، با تولید جانشین های مناسب برای این گونه بازی ها - با توجه به عمق منابع ملی و مذهبی - به مبارزه با این تجاوز پرداخت. آیا زمان آن نرسیده تا با منابع غنی ملی و باستانی ایران، بازی هایی همچون رستم و سهراب تولید شوند و یا با نگاهی به 8 سال دفاع مقدس، بازی هایی با محتوای عملیات ها، برای زنده نگه داشتن تاریخ جنگ تولید شوند و یا بازی هایی با عنوان انتفاضه، برای بیان جنایت های رژیم غاصب اسراییل و فداکاری های مسلمانان آن کشور، تولید و به بازار عرضه شوند؟

منابع:

روزنامه همشهری.

سایت دارینوس.

سایتNP GAME .

کتاب پیش گویی های آخر الزمان.

کتاب دشمن خود را بشناس.


 
هری پاتر، داستانی آخرالزمانی
ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۳۱  

پدید آورنده : سید‎ ‎علی کاشفی خوانساری ، صفحه 28

مجموعه داستان های هری پاتر، پدیده و اتفاقی بزرگ و جهانی است. گرچه با سلطه رسانه ها و فراگیری تنش های روانی اجتماعی، در سال های اخیر، اقبال پیش بینی نشده و همگانی نسبت به پدیده های هنری، در موارد متنوعی روی داده است. با این حال میزان و چگونگی اقبال به هری پاتر، هم چنان اتفاقی خاص و شگفت آور است. میزان فروش این کتاب، ترجمه سریع آن به ده ها زبان، ساخت فیلم، کارتون، بازی رایانه ای، اسباب بازی ها و... همه خبر از یک اتفاق می دهد.

مشهورترین داستان های کودکان که جهانی شده اند، شازده کوچولو یا جوجه اردک زشت هستند که باز در مقایسه با ابعاد اقتصادی و اجتماعی تأثیر هری پاتر رنگ می بازند. به راستی علت توفیق هری پاتر در چیست؟ این مجموعه، چه ویژگی هایی داشته که این رویکرد عظیم را به ارمغان آورده است؟

منتقدان ادبی، همگی، کم و بیش از این اتفاق اظهار شگفتی یا حتی ناخرسندی کرده اند. داستان های هری پاتر، از منظرهای گوناگون، داستان های کم ارزشی شمرده می شوند. نقدهای فراوانی نوشته شده و عناصر مختلف این داستان را برشمرده اند که از سایر کتاب ها و داستان ها وام گرفته شده است.

ضعف های تکنیکی داستان، توسط روزنامه نگاران بررسی و اشتباهات نویسنده در پیرنگ و ناهماهنگی جلدهای مختلف آشکار شده است. نویسندگان مشهور هم طبیعی است که از این کتاب انتقاد کرده باشند؛ چرا که نویسنده هری پاتر ترکیبی است که پیش از چاپ این کتاب، نه تنها کتابی ننوشته که هیچ قصه ای هم در مجلات به چاپ نرسانده است. البته من منکر برخی ارزش های داستانی هری پاتر نیستم؛ گرچه این توانایی ها به شکلی جوششی و فطری و حتی اتفاقی به دست آمده باشد. با این حال، یقین دارم نباید دلایل این موج جهانی و شهرت افسانه ای را تنها در تکنیک و زیبایی های اثر جست و جو کرد. با آن دیدگاه های بدبینانه هم که همه این توفیق را ناشی از هم دستی رسانه ها و بنگاه های اقتصادی می دانند، هم داستان نیستم. در این نوشته کوتاه، می خواهم بگویم هری پاتر به بزرگ ترین مسئله و نیاز روز جهانی پاسخ داده و ناخودآگاه، با روح زمان، هم سو و هم نوا شده و این توفیق عظیم، حاصل این هم نوایی و هم صدایی است.

به نظر من، هری پاتر یک داستان آخرالزمانی یا آپوکالیپس است. هر چند جاذبه های عوامانه هم به آن افزوده شده است. داستان های مکاشفه یا آخرالزمانی، داستان هایی هستند که درباره پایان جهان صحبت می کنند.

اعتقاد به آخرالزمان، یک کهن الگو و باور مشترک و دیرینه بشری است. انسان ها فارغ از دین و ایین و نژاد خویش در طول تاریخ، بر این باور بوده اند که عمر جهان روزی به پایان خواهد رسید. براساس این باور، مسیر کلی اتفاقات تاریخ، به یک نقطه پایان می انجامد و آن جا تکلیف همه مسائل روشن خواهد شد. در طول تاریخ و در فرهنگ های مختلف، داستان های آخرالزمانی گوناگونی نگاشته شده که مشهورترین و جذاب ترین آن ها پیشگویی ها بوده اند.

شباهت هایی که سبب می شود هری پاتر را در ردیف داستان های آخرالزمانی طبقه بندی کنیم، از این قرارند:

1ـ خطری بزرگ همه انسان ها را تهدید می کند،

2ـ این خطر، تنها توسط عده معدودی شناخته و درک می شود،

3ـ این انسان ها که سیر و سلوک، حکمت و زندگی خاصی دارند، برای نجات کل جهان در برابر آن خطر به پا می خیزند،

4ـ یک منجی با حکم الهی به نجات بشر می اید،

5ـ رویارویی منجی با خطر جهانی، رویارویی خوبی ها و بدی هاست. در این مواجهه از نیروهای مافوق طبیعی استفاده می شود،

6ـ عاقبت، خوبی بر بدی پیروز می شود.

این ویژگی ها که زیر بنای کلی داستان هری پاتر را شکل می دهد، انگاره ها و گزارهایی کاملاً آخرالزمانی اند. هری پاتر کسی است که توسط نیروی مافوق انسانی (خدا)، باقی نگاه داشته شده و زنده و محفوظ مانده است. توانایی و قدرت اعجاب آور او خدادادی است و ربطی به آموزش و فراگیری و ریاضت ندارد.

هری پاتر یادآور کهن الگوی چیرگی کودک معصوم، بر طاغوت جبار است. (موسی در آب، عیسی در گهواره، داوود نوجوان در برابر جالوت، انتخاب شموئیل نوجوان، برای رهبری بنی اسرائیل).

ولدمورت هم اهریمن یا چهره منفی فر زمانی است که از کهن الگوی دجال یا آنتی کریست، الهام گرفته شده است.

در طول داستان، درمی یابیم که او در دوره های گذشته، با اسامی دیگری ظهور کرده است. او فردی غیر اخلاقی، شقی و نژادپرست است. وی خون را مایه برتری می داند و فضلیت های اخلاقی و انسانی را هجو می کند و معتقد است بیش تر مردم دنیا که خلقت و خون اصیل ندارد، لایق مرگ اند.

نشان روی پیشانی هری پاتر، اقتباسی صریح از جمله کتاب مکاشفات یوحنا (18 ـ 15: 13) است که دجال نشانه هایی روی پیشانی دشمنان باقی می گذارد.

کهن الگوی مادر مهربان و فداکار، در این داستان نقش تعیین کننده ای دارد. مادر هری یک نو ایمان تلقی می شود که با همه وجود، به خوبی ها سر سپرده و جان خویش را ایثار کرده است. روح او یاری گر هری و عشق او گره گشای هری در دشواری هاست. در این داستان، خانواده و اخلاق، به خوبی تکریم می شوند و جادوگران، سالکانی هستند که گرچه ظاهری رندانه دارند، در باطن افرادی کاملاً اخلاقی و انسان دوست هستند.

آن ها در زندگی ظاهری، چیزی از عوالم باطنی خود را بر نامحرمان آشکار نمی کنند و در کسوت افراد فرودست جامعه، بدون آزار دیگران و استفاده از توانایی های خود، به زندگی عادی مشغول اند؛ گرچه در عالم معنا جایگاهی فراتر از عوام دارند.

هری پاتر، دانسته یا نادانسته، قصه مقابله نهایی خیر و شر است؛ همان نبردی که در ادبیات مسیحی، به نام «آرماگدون» و در ادبیات یهودی به نام «هرمجدون» می شناسیم.

اندیشیدن به آخرالزمان، مهم ترین دغدغه بشر، در دو دهه اخیر بوده است. نوستراداموس، سال 1989 را سال غلبه «محور شرارت» و تصرف جهان توسط ایرانیان و آغاز جنگ های «پایان تاریخ» ذکر کرده بود. وقتی این سال گذشت، همه توجه ها به روز 6/6/1996 معطوف شد؛ چرا که عدد 666 را آشکار می کرد که مکاشفات یوحنا، از آن به عنوان عدد تعیین کننده نام برده بود. هم زمان با افزایش احساسات و نگرانی های جهانی، عده ای چشم به راه سال 1996م ماندند که حاصل جمع سه عدد 666 بود و پس از آن چشم به راه ماندند که 999 آن، معکوس 666 بود. در یک نظر سنجی که در سال 1998، در مجله تایمز به چاپ رسید، نشان داد که 51 درصد مردم امریکا اعتقاد دارند که آخرالزمان فرارسیده است. هم زمان با نزدیک شدن سال2000، هزاره گرایان( millennialists ) سمینارها و همایش های متعددی برپا کردند. سندرم 2000 فراگیر شد و جامعه شناسان، از ظهور جنون هزاره ای خبر دادند. نقل مکان به مکان های خاص، خودکشی های دسته جمعی و ظهور ده ها مسیح و مهدی ساختگی، در این سال گزارش شد. مکاتب انتظار ( messianism )، در میان مسیحیان، اقبال یافتند. کارشناسان به جست و جوی دجال و سفیانی و سید حنی و دیگر چهره های آخرالزمان براساس متون یهودی، مسیحی و اسلامی، در میان چهره های سیاسی جهان پرداختند، ده ها فیلم آخرالزمانی دینی و خواه آخرالزمانی های طبیعی، تکنولوژیک، علمی ـ تخیلی و اسطوره ای که پایان جهان را ناشی از حمله موجودات فضایی، مشکلات محیط زیستی یا نافرمانی صنایع بشری می دانند، ساخته شد.

فیلم هایی مثل ماتریکس، ترمیناتور، ارباب حلقه ها، مومیایی، بازگشت مومیایی، عقرب شاه، بیگانه، روز استقلال، گودزیلا، عنصر پنجم، جنگ ستارگان، پایان روزگار، برخورد عمیق، قله دانته و... شاهد انسجام و قدرت یافتن یهودیانی است که چشم به راه ظهور مسیح اند. همین طور مسیحیان راست گرایی که بازگشت مسیح را انتظار می کشند و مسلمانانی که موعود آل محمد را به انتظار نشسته اند و زردشتیان و هندوانی که بنابر باورهای خویش، زمانه را با آن چه درباره آخرالزمان شنیده اند، هماهنگ می یابند. در امریکا اقبال شدید به امور مذهبی مشاهده می شود.

جورج بوش پسر مردی لائیک است. بنابر ادعای خودش در یکی از صبح های سال 1995، شاهد حلول روح القدس در خود بوده و ایمانش را تجدید کرده است. او به جریان راست گرایان افراطی مسیحی و یهودیان اصولگرای صهیونیست می پیوندد و از حمایت پروتستان های بنیادگرا بهره مند می شود. وی بنابر باورهای دینی و باور عمیق به فرا رسیدن آخرالزمان، عبارت های «عدالت بی پایان» و «جنگ صلیبی دوم» را به کار برده و اولین رئیس جمهور بنیادگرا، از میان راست گرایان افراطی مسیحی است.

مسئله آخرالزمان، در رسانه ها و گزارش های رسمی کم تر نمود داشته، ولی مسئله اصلی دنیای امروز، به ویژه غرب و به طور خاص امریکاست. برای همین، هری پاتر که در انگلیس، تنها از سوی خوانندگان و مجلات عامه پسند مورد توجه قرار گرفته است، در امریکا مورد توجه شدید منتقدان صاحب نام و جشنواره های دینی و اجتماعی قرار می گیرد و محمل تفاسیر مختلف، از سویه ها و رویه های گوناگون واقع می شود و ده ها سایت اختصاصی هری پاتر ویژه نخبگان و اندیشمندان ایجاد می شود. این که فرق مختلف مسیحی و کلیساهای مختلف، گاهی این کتاب را تحریم کرده اند و گروه هایی مثل برخی کلیساهای پروتستان امریکایی، در مقابل کلیسای انگلیگان، به دفاع از این کتاب پرداخته اند، نشان دهنده ارتباط پنهان، اما عمیق کتاب با باورهای دینی است.

حال، با این پرسش روبه روییم که خانم رولینگ، چگونه توانسته در سال های پایانی قرن، این دغدغه مشترک جهانی را در کسوت ادبیات و با بیانی غیر مستقیم، اما جذاب، مطرح کند و کتابش این چنین در شرق و غرب عالم، فراگیر شود؟ بی شک، این توانایی حاصل برنامه ریزی و تعقل نبوده، بلکه ناشی از نوعی سلوک فردی در ریاضت های خاص روانی نویسنده بوده است. رولینگ فردی که کاملاً فقیر و تحت فشار بوده است. او از انجمن های کمک به افراد بی خانمان و بی بضاعت، کمک های ناچیز دریافت می کرده و بیش تر عمر خود را به سکونت های کوتاه مدت در شهرهای مختلف و مناطق دورافتاده پرداخته است. هم چنین، از حمایت خانواده محروم بوده و در تحصیلات وکسب درآمد، همواره با شکست روبه رو شده است. او به برکت این ریاضت ها، انزوا و خلوت فردی خویش، به مکاشفات و الهامات دست یافته است. برای همین، منفصل از دنیای رسمی ادبیات، نشریات و ناشران، در گوشه یک خیابان مستضعف نشین، در حالی که کالسکه دختر گرسنه اش را ـ که نام پدری در شناسنامه او ثبت نشده ـ در کنار خود دارد، بزرگ ترین داستان زمانه را خلق کرده است؛ داستانی که نه با قواعد فانتزی می خواند و نه با رئالیسم جادویی یا سورئالیسم.

داستانی که به تمام معنا یک حماسه است؛ حماسه ای برای انسان امروز که قلبش به او گواهی می دهد که نبرد نهایی خوبی و بدی نزدیک است و انسانی که با همه وجود، مشتاق پیروزی نیکی ها بر زشتی هاست.

اتفاق هری پاتر، اتفاقی نیست

صحبت کردن از مجموعه داستان های هری پاتر، به دلیل موفقیت های چشمگیری که به دست آورده و استقبال غیر قابل تصوری که از آن شده، بسیار سخت است.

عواملی چون ترجمه گسترده کتاب های هری پاتر در جهان، چاپ و توزیع در بیش از دویست کشور و ساخت بازی های رایانه ای آن و... هر گونه بحث درباره هری پاتر و داستان هایش را تحت شعاع قرار داده است. اگر کسی به نقد یا به عبارت صحیح تر بیان نکات منفی داستان های هری پاتر بپردازد، با بی اعتنایی، ناراحتی و حتی خشم طرف داران او مواجه می شود. در واقع ما در بین دو گروه قرار گرفته ایم، گروهی که هیچ نقد و نظری، غیر از تعریف و تمجید و ابراز علاقه را برنمی تابند و از سوی دیگر، گروهی که این داستان ها را ضد دین، مروج جادوگری، نژاد پرستانه و مضر برای کودکان می دانند و حکم به تکفیر، تحریم و حتی سوزاندن کتاب های هری پاتر می دهند.

واقعیت این است که نظر این دو گروه را باید بررسی کرد. شاید نتوان به طور کامل، دلایل یک گروه را در رد یا قبول این مجموعه پذیرفت. در واقع هری پاتر دارای نکات مثبت و منفی است و از جنبه های گوناگون می توان آن را بررسی کرد.

امروزه تب هری پاتر اوج گرفته و شور و هیجان برای دانستن پایان کار هری پاتر و ولدمورت به اوج خود رسیده است. در این فضا وارد شدن به مباحث نقد و بررسی، کار چندان معقولی نیست و نمی توان بدون تحت تأثیر فضا قرار گرفتن، منصفانه داوری کرد و بد نیست با پایان یافتن جلد هفتم هری پاتر، نگاهی دوباره به ماجرای هری پاتر بیندازیم و روی برخی نکات تأمل کنیم. با پایان یافتن ماجرا و فروکش کردن تب آن و فاصله گرفتن از این فضا شاید بهتر بتوان نقدهای مختلف درباره هری پاتر را شنید.

1ـ حقیقت این است که به نظر نمی رسد اتفاق هری پاتر چندان هم اتفاق باشد. زنی بدون این که قبلاً حتی یک داستان هم نوشته باشد، ناگهان فکری به ذهنش می رسد و در یک سفر چند ساعته با قطار، طرح داستانی هفت جلدی را می ریزد و شروع به نوشتن مجموعه ای می کند که خیلی زود ترجمه و در حدود 200 کشور پخش می شود و هالیود از روی آن ها فیلم هایی می سازد که آن فیلم ها هم با موفقیت روبه رو می شوند و باقی موفقیت ها که شما از آن ها آگاه هستید. در دنیای پیچیده امروز هیچ اثری حتی اگر بزرگ ترین شاهکار جهان باشد، به این سرعت و وسعت معروف نمی شود مگر آن که قدرتی پشت سر خود داشته باشد و مهم ترین مؤلفه قدرت دنیای امروز، تبلیغات است. دارندگان این مؤلفه هم بی جهت برای کسی یا چیزی سرمایه گذاری نمی کنند، مگر این که منافع آن ها را در زمینه های گوناگون مادی، فرهنگی، سیاسی تأمین کنند.

2ـ بعضی از چیزها در دنیای هری پاتر اگر خیلی خوش بین باشیم، باید بگوییم مبهم و سؤال برانگیز است. کاش پاسخی برای آن ها پیدا می شد. برای آشنایی بیش تر شما با موارد سؤال برانگیز، به برخی موردهای مبهم اشاره می کنیم:

الف) رنگ سبز از هر منظر و هر دیدگاه و هر سلیقه ای که نگاه کنیم، نشانه شادابی، طراوت و نشاط است، حال چرا در این داستان ها به جای سیاهی و مرگ، سمبل و نشانه جادوگران شریر قرار گرفته و لباس گروه اسیتونی که جادوگران مرگ خوار و بد هستند، سبز است. اشعه ای که از چوب دستی ولدمورت برای کشتن یا شکنجه افراد ساطع می شود، سبز است. در جایی از داستان یکی از دوستان هری پاتر از او می پرسد: «ایا از مرگ پدر و مادرت چیزی به یاد داری؟» او در جواب می گوید: « فقط نور سبزی را به یاد دارم که به سوی پدر و مادرم رفت و آن دو را کشت.»

ب) ولد مورت به خاطر این که قدرتش از بین رفته مخفی شده و در واقع دوران غیبتش آغاز شده، ولی همه منتظر آمدنش هستند. او بالاخره می اید و با علامت هایی که به دوستانش می دهد آن ها را به جایی خاص فرامی خواند تا تجدید قوا کند و با علامت هایی که می فرستد، ظهور مجددش را اعلام می کند. جالب این که در همه این زمان ها از او با عنوان اسمش را نبر یا کسی که می دانید، نام می برند. جالب تر این که محل اختفا یا غیبت لرد سیاه، کشور مسلمان آلبانی است. تنها نام اسلامی که در کتاب چهارم هری پاتر آمده، علی است. او شخصی است که هنگام قاچاق قالیچه پرنده دستگیر شده است. ایا این علامت ها به اعتقادات و باورهای ما درباره امام زمان(عج) شباهت ندارد؟

ج) در جلد اول کتاب، لرد ولدمورت در جسم یکی از معلمین مدرسه پنهان شده و این معلم برای پنهان کردن سر ولدمورت در طول سال تحصیلی از عمامه سیاه استفاده می کند. در ترجمه فارسی، مترجم به جای عمامه از واژه دستار استفاده کرده، اما در فیلم سینمایی آن عمامه سیاه کاملاً مشهود است.

3ـ باید به خاطر تهیه فیلم های هری پاتر توسط هالیود و بازی های کامپیوتری آن توسط شرکت ( EA ) و پیام هایی که القا می کند، نگران بود.


 
گنجینه معارف احکام روزه ‏(استفتائات روزه بر اساس فتوای مقام معظم رهبری)
ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۳۱  

س 731: دختری که به سن تکلیف رسیده، ولی به علت ضعف جسمانی توانایی روزه گرفتن ندارد، و بعد از ماه مبارک رمضان هم نمی‏تواند قضای آن را به جا آورد تا اینکه ماه رمضان سال بعد فرا می‏رسد، چه حکمی دارد؟ 

ج: ناتوانی از گرفتن روزه و قضای آن به مجرد ضعف و عدم قدرت موجب سقوط قضای روزه نمی‏شود، بلکه قضای روزه‏های ماه رمضان که از او فوت شده، بر وی واجب است.

س 732: دخترانی که تازه به سن تکلیف رسیده‏اند و روزه گرفتن بر آنها مقداری مشکل است، چه حکمی دارند؟ آیا سن بلوغ شرعی دختران اکمال نه سال قمری است؟

ج: بنا بر نظر مشهور، بلوغ شرعی دختران همان تکمیل نه سال قمری است که در این هنگام روزه بر آنها واجب است و ترک آن به مجرد بعضی از عذرها جایز نیست، ولی اگر روزه گرفتن برای ایشان ضرر داشته باشد یا تحمل آن برایشان همراه با مشقت زیاد باشد، افطار برای آنها جایز است.

س 733: من زمان دقیق رسیدن به سن تکلیف خود را نمی‏دانم، از جناب عالی خواهشمندم بیان فرمایید که از چه زمانی قضای نماز و روزه بر من واجب است؟

ج: فقط قضای آن مقدار از نمازها و روزه‏ها که یقین به فوت آن بعد از رسیدن به سن قطعی تکلیف شرعی دارید، بر شما واجب است.

س 734: اگر دختر نه ساله‏ای که روزه بر او واجب شده، به دلیل دشواری، روزه‏اش را افطار نماید، آیا قضا بر او واجب است یا خیر؟

ج: قضای روزه‏هایی که از ماه رمضان افطار کرده، بر او واجب است.

س 735: اگر فردی به خاطر عذری قوی، پنجاه درصد احتمال دهد که روزه بر او واجب نیست و به همین دلیل روزه نگیرد، ولی بعداً معلوم شود که روزه بر او واجب بوده، از جهت قضا و کفّاره چه حکمی دارد؟

ج: اگر افطار عمدی روزه ماه مبارک رمضان به مجرد احتمال عدم وجوب روزه بر وی باشد، در فرض سؤال علاوه بر قضا، کفّاره هم بر او واجب است. اما اگر افطار به علت ترس از ضرر باشد و ترس هم منشأ عقلایی داشته باشد، کفّاره واجب نیست، ولی قضا بر او واجب است.

س 736: شخصی مشغول انجام خدمت سربازی است و به علت مسافرت و حضور در محل خدمت، نمی‏تواند روزه ماه رمضان سال گذشته را بگیرد، و هنگام حلول ماه رمضان امسال نیز در محل خدمت است و احتمال دارد که باز هم نتواند روزه بگیرد، اگر پس از پایان دوره خدمت سربازی بخواهد روزه این دو ماه را قضا نماید، آیا کفّاره هم بر او واجب است یا خیر؟

ج: کسی که بر اثر عذر مسافرت، روزه ماه رمضان از او فوت شده و آن عذر تا ماه رمضان سال آینده استمرار داشته، فقط قضای آن بر او واجب است و کفّاره تأخیر واجب نیست.

س 737: اگر شخص روزه دار جنب باشد و تا قبل از اذان ظهر متوجه آن نشود و پس از آن غسل ارتماسی نماید، آیا روزه‏اش باطل می‏شود؟ و اگر بعد از غسل متوجه شود که در حال روزه غسل ارتماسی نموده است، آیا قضای آن واجب است؟

ج: اگر غسل ارتماسی بر اثر فراموشی و غفلت از روزه دار بودن باشد، غسل و روزه او صحیح است و قضای روزه‏اش بر او واجب نیست.

س 738: اگر شخصی بخواهد قبل از زوال به محل اقامتش برسد، ولی در راه به خاطر پیشامد حادثه‏ای نتواند در زمان معیّن به مقصد برسد، آیا روزه او اشکال دارد و آیا کفّاره بر او واجب است یا فقط قضای روزه آن روز را باید به جا آورد؟

ج: روزه‏اش در سفر صحیح نیست و بر او فقط قضای روزه آن روزی که پیش از ظهر به محل اقامتش نرسیده، واجب است و کفّاره‏ای هم ندارد.

س 739: اگر هواپیما در ارتفاع بالا و مسیر طولانی در حال پرواز باشد و پرواز حدود دو ساعت و نیم تا سه ساعت طول بکشد، مهماندار و خلبان هواپیما برای حفظ تعادل خود هر بیست دقیقه احتیاج به نوشیدن آب دارند، در این صورت آیا در ماه مبارک رمضان، کفّاره و قضای روزه بر آنها واجب می‏شود؟

ج: اگر روزه برای آنها ضرر داشته باشد، جایز است که با نوشیدن آب افطار نمایند و قضای آن را بجا آورند و در این حالت کفّاره بر آنها واجب نیست.

س 740: اگر زن در ماه مبارک رمضان دو ساعت یا کمتر مانده به اذان مغرب حیض شود، آیا روزه‏اش باطل می‏شود؟

ج: روزه‏اش باطل است.

س 741: کسی که با پوشیدن لباس مخصوص (مانند لباس غواصی) بدون اینکه بدنش خیس شود، در آب فرو رود، روزه‏اش چه حکمی دارد؟

ج: اگر لباس به سر او چسبیده باشد، صحّت‏ روزه‏اش محل اشکال است و بنا بر احتیاط وجوبی قضای آن لازم است.

س 742: آیا مسافرت عمدی در ماه رمضان به قصد افطار و فرار از روزه گرفتن، جایز است؟

ج: مسافرت در ماه رمضان اشکال ندارد، و در صورت مسافرت، ولو اینکه برای فرار از روزه باشد، افطار بر او واجب است.

س 743: شخصی که روزه واجب بر عهده‏اش است و قصد دارد که آن را بگیرد، ولی بر اثر پیشامدی نتواند روزه بگیرد مثلاً بعد از طلوع خورشید آماده مسافرت شد و به سفر رفت و بعد از ظهر برگشت و در بین راه هم مرتکب هیچ‌یک از مفطرات نشد، ولی وقت نیت روزه واجب از وی فوت شد، و آن روز هم از روزهایی است که روزه در آن مستحب است، آیا می‏تواند نیت روزه مستحبی کند یا خیر؟

ج: اگر قضای روزه ماه رمضان بر ذمّه‏اش باشد، نیت روزه مستحبی حتی بعد از فوت وقت نیت روزه واجب، از وی صحیح نیست.

س 744: من معتاد به سیگار هستم و در ماه مبارک رمضان هر چه تلاش می‏کنم که تندخو نباشم نمی‏توانم و همین باعث ناراحتی زیاد افراد خانواده‏ام شده است و خودم هم از وضعیت دشوارم رنج می‏برم، تکلیف من چیست؟

ج: روزه ماه مبارک رمضان بر شما واجب است و بنا بر احتیاط واجب جایز نیست در حال روزه سیگار بکشید، و نباید بدون دلیل با دیگران تند برخورد کنید.

زن باردار و شیرده‏

س 745: آیا روزه گرفتن بر زن بارداری که نمی‏داند روزه برای جنین او ضرر دارد یا خیر، واجب است؟

ج: اگر بر اثر روزه، خوف ضرر بر جنین داشته باشد و خوف وی هم دارای منشأ عقلایی باشد، افطار بر او واجب است و در غیر این صورت واجب است که روزه بگیرد.

س 746: زنی که کودک خود را شیر می‏داده و باردار هم بوده و در همان حال روزه ماه رمضان را هم گرفته است، و هنگام زایمان فرزندش مرده به دنیا آمد، اگر از ابتدا احتمال ضرر را می‏داده و در عین حال روزه گرفته است:

ج: اگر با وجود خوف از ضرری که دارای منشأ عقلایی است، روزه گرفته باشد و یا بعداً برایش معلوم شود که روزه برای وی یا برای جنین‏اش ضرر داشته، روزه‏اش صحیح نیست و قضای آن بر او واجب است، ولی ثبوت دیه جنین متوقف بر این است که ثابت شود فوت جنین مستند به روزه گرفتن وی است.

س 747: من به لطف خداوند متعال دارای فرزندی هستم که شیرخوار است. ان شاء الله تعالی بزودی ماه مبارک رمضان فرا خواهد رسید. در حال حاضر می‏توانم روزه بگیرم ولی در صورت روزه گرفتن، شیرم خشک خواهد شد. با توجه به اینکه دارای بنیه ضعیفی هستم و کودکم هر ده دقیقه شیر می‏خواهد، چه وظیفه‏ای دارم؟

ج: اگر به دلیل کم یا خشک شدن شیرتان بر اثر روزه، خوف ضرر بر طفل خود داشته باشید، روزه‏تان را افطار کنید، ولی برای هر روزی باید یک مدّ طعام به فقیر بدهید و قضای روزه را هم بعداً بجا آورید.


بیماری و منع پزشک‏

س 748: بعضی از پزشکان که به مسائل شرعی ملتزم نیستند، بیماران را از روزه گرفتن به دلیل ضرر داشتن منع می‏کنند، آیا گفته این پزشکان حجت است یا خیر؟

ج: اگر پزشک امین نباشد و گفته او هم اطمینان آور نباشد و باعث خوف ضرر نشود، گفته او اعتباری ندارد و در غیر این صورت نباید روزه بگیرد.

س 749: مادرم تقریباً سیزده سال بیمار بود و به همین دلیل نمی‏توانست روزه بگیرد. من دقیقاً اطلاع دارم که علت روزه نگرفتن او احتیاج به مصرف دارو بوده است، امیدواریم ما را راهنمایی فرمایید که آیا قضای روزه‏ها بر او واجب است؟

ج: اگر ناتوانی او از روزه گرفتن بر اثر بیماری بوده، قضا ندارد.

س 750: من بر اثر ضعف جسمانی از ابتدای سن بلوغ تا دوازده سالگی روزه نگرفته‏ام، در حال حاضر چه تکلیفی دارم؟

ج: واجب است روزه‏هایی را که در ماه مبارک رمضان نگرفته‏اید با اینکه به سنّ تکلیف رسیده بودید، قضا کنید، و اگر افطار روزه ماه رمضان عمدی و اختیاری و بدون عذر شرعی بوده، کفّاره هم بر شما واجب است.

س 751: چشم پزشک مرا از روزه گرفتن منع کرده و گفته است که به علت ناراحتی چشم به هیچ وجه نباید روزه بگیرم، ولی من به گفته او توجه نکرده و شروع به روزه گرفتن کردم که باعث بروز مشکلاتی برای من در اثنای ماه رمضان شد. به‌طوری که در بعضی از روزها هنگام عصر احساس ناراحتی می‏کنم، لذا متحیّر و مردّد هستم بین اینکه روزه نگیرم و یا ناراحتی‏ام را تحمل کرده و روزه را تا غروب ادامه دهم. سؤال این است که آیا اصولاً روزه گرفتن بر من واجب است؟ و در روزهایی که روزه می‏گیرم و نمی‏دانم قدرت ادامه آن را تا غروب دارم یا نه، آیا روزه‏ام را ادامه دهم؟ و نیت من چگونه باید باشد؟

ج: اگر از گفته پزشک متدیّن و امین اطمینان حاصل کنید که روزه برای چشم شما ضرر دارد و یا خوف ضرر داشته باشید، روزه گرفتن برای شما واجب نبوده و بلکه جایز هم نیست، و با خوف ضرر نیت روزه صحیح نیست و در صورت عدم خوف ضرر نیت روزه اشکال ندارد، ولی صحّت‏ روزه متوقف بر این است که برای شما واقعاً ضرر نداشته باشد.

س 752: من از عینک طبی استفاده می‏کنم و در حال حاضر چشمانم بسیار ضعیف است. هنگامی که به پزشک مراجعه کردم به من گفت که اگر برای تقویت چشمانم تلاش نکنم، ضعیف‏تر خواهند شد، بنا بر این اگر از روزه ماه رمضان معذور باشم، چه وظیفه‏ای دارم؟

ج: اگر روزه برای چشمان شما ضرر دارد، واجب نیست روزه بگیرید، بلکه واجب است افطار کنید و اگر بیماری شما تا ماه رمضان آینده استمرار پیدا کرد، قضای روزه بر شما واجب نیست، ولی واجب است که عوض هر روز یک مدّ طعام به فقیر بدهید.

س 753: مادرم به بیماری شدیدی مبتلاست و پدرم نیز از ضعف جسمانی رنج می‏برد و در عین حال هر دو روزه می‏گیرند که گاهی مشخص است که روزه باعث تشدید بیماری آنها می‏شود، تاکنون نتوانسته‏ام آنها را قانع کنم که لااقل هنگام شدت بیماری روزه نگیرند. خواهشمندیم ما را در مورد حکم روزه آنها راهنمایی فرمایید.

ج: ملاک تأثیر روزه در ایجاد بیماری یا تشدید آن و عدم قدرت بر روزه گرفتن تشخیص خود روزه دار نسبت به خودش است و اگر بداند روزه برای او ضرر دارد یا خوف ضرر داشته باشد و در عین حال بخواهد روزه بگیرد، روزه گرفتن برای وی حرام است.

س 754: در سال گذشته توسط پزشک متخصص موردعمل جراحی کلیه قرار گرفتم. وی مرا از گرفتن روزه تا آخر عمر منع نمود، ولی در حال حاضر هیچ مشکل و دردی احساس نمی‏کنم و حتی به‌طور طبیعی غذا می‏خورم وآب می‏نوشم و هیچ‌یک از عوارض بیماری را هم حس نمی‏کنم، وظیفه من چیست؟

ج: اگر خود شما از ضرر روزه خوف ندارید و حجت شرعی هم بر آن ندارید، واجب است روزه ماه رمضان را بگیرید.

س 755: اگر پزشک شخصی را از روزه گرفتن منع کند آیا با توجه به اینکه بعضی از پزشکان اطلاعی از مسائل شرعی ندارند، عمل به گفته او واجب است؟

ج: اگر مکلّف از گفته پزشک یقین پیدا کند که روزه برای او ضرر دارد و یا از گفته وی یا منشأ عقلایی دیگری برای او خوف از ضرر حاصل شود، روزه گرفتن برای او واجب نیست، بلکه جایز هم نیست.

س 756: در کلیه‏های من سنگ جمع می‏شود و تنها راه جلوگیری از جمع شدن سنگ در کلیه، نوشیدن مستمر مایعات است و از آنجایی که پزشکان معتقدند که من نباید روزه بگیرم، تکلیف واجب من نسبت به روزه ماه مبارک رمضان چیست؟

ج: اگر جلوگیری از بیماری کلیه مستلزم نوشیدن آب یا سایر مایعات در طول روز باشد، روزه گرفتن بر شما واجب نیست.

س 757: از آنجا که مبتلایان به مرض قند مجبورند هر روز یک یا دو بار آمپول انسولین تزریق کنند و نباید در وعده‏های غذایی آنها تأخیر و فاصله بیفتد، زیرا باعث پائین آمدن میزان قند خون و در نتیجه نوعی تشنج و بیهوشی می‏شود، لذا گاهی پزشکان به آنها توصیه می‏کنند که در روز چهار نوبت غذا بخورند، خواهشمندیم نظر شریف خود را درباره روزه این افراد بیان فرمایید.

ج: اگر بدانند که خودداری از خوردن و آشامیدن از طلوع فجر تا غروب، به آنان ضرر می‏رساند یا خوف ضرر داشته باشند، روزه گرفتن بر آنها واجب نبوده و بلکه جایز نیست.


مبطلات روزه

س 758: من در روز ماه رمضان به علّت اغوای شیطان تصمیم گرفتم روزه‏ام را باطل کنم لکن قبل از این که عملی که روزه را باطل می‏کند انجام دهم، از تصمیم خود منصرف شدم حکم روزه‏ام چیست؟ و اگر این امر در روزه غیر ماه رمضان پیش آید چه حکمی دارد؟

در روزه ماه رمضان اگر در اثنای روز از نیت روزه گرفتن بر گردد به‌طوری که قصد ادامه روزه نداشته باشد، روزه‏اش باطل می‏شود و قصد دوباره او برای ادامه روزه فایده ندارد، البته تا اذان مغرب باید از کاری که روزه را باطل می‌کند خودداری کند. امّا اگر دچار تردید شود به این معنی که هنوز تصمیم نگرفته است روزه را باطل کند، یا تصمیم بگیرد کاری را که موجب باطل شدن روزه است صورت دهد و هنوز آن را انجام نداده در این دو صورت صحّت‏ روزه او محل اشکال است و احتیاط واجب آن است که روزه را تمام کند و بعداً هم آن را قضا نماید. هر روزه واجب معیّن دیگر ـ مانند نذر معیّن و امثال آن ـ نیز دارای همین حکم است.

س 759: آیا اگر از دهان شخص روزه دار خون بیاید، روزه‏اش باطل می‏شود؟

ج: روزه به سبب آن باطل نمی‏شود، ولی واجب است که از رسیدن خون به حلق جلوگیری کند.

س 760: حکم استعمال دخانیات مانند سیگار در حال روزه چیست؟

ج: احتیاط واجب آن است که روزه‏دار از دودهای انواع دخانیات و نیز مواد مخدّری که از راه بینی یا زیر زبان جذب می‏شود خودداری کند.

س 761: آیا ماده «ناس» که از توتون و غیر آن ساخته می‏شود و برای چند دقیقه زیر زبان گذاشته شده و سپس از دهان بیرون انداخته می‏شود، مبطل روزه است یا خیر؟

ج: اگر آب دهان مخلوط به ماده «ناس» را فرو ببرد، موجب بطلان روزه‏اش می‏شود.

س 762: نوعی داروی طبی برای اشخاص مبتلا به تنگی نفس شدید وجود دارد که عبارت است از یک قوطی که در آن مایع فشرده شده وجود دارد و با فشار دادن آن داروی مایع بصورت پودر گاز از طریق دهان وارد ریه شخص بیمار شده و موجب تسکین حال وی می‏گردد. گاهی بیمار مجبور می‏شود در یک روز چندین بار از آن استفاده کند، آیا با وجود استفاده از این دارو، روزه گرفتن جایز است؟ با توجه به اینکه بدون استفاده از آن روزه گرفتن غیرممکن و یا بسیار سخت خواهد بود.

ج: اگر ماده مذکور هوای فشرده همراه با دارویی هرچند به‌صورت گاز یا پودر باشد و وارد حلق شود، صحّت‏ روزه محل اشکال است و در صورتی که روزه گرفتن بدون استعمال آن، ممکن نیست یا مشقّت دارد، جایز است از آن استفاده کند، لکن احتیاط آن است که مبطل دیگری انجام ندهد و در صورت تمکّن (بدون استفاده از آن) روزه‏ها را قضا نماید.

س 763: من در بیشتر روزها آب دهانم با خونی که از لثه‏هایم می‏آید مخلوط می‏شود و گاهی نمی‏دانم آب دهانی که فرو می‏برم همراه با خون است یا خیر؟ روزه‏ام با این حال چه حکمی دارد؟ امیدوارم مرا راهنمایی فرمایید.

ج: اگر خون لثه در آب دهان مستهلک شود، محکوم به طهارت است و بلعیدن آن اشکال ندارد و مبطل روزه نیست، و همچنین در صورت شک در همراه بودن آب دهان با خون، فرو بردن آن اشکال ندارد و به صحّت‏ روزه ضرر نمی‏زند.

س 764: در یکی از روزهای ماه رمضان روزه گرفتم ولی دندان‌هایم را مسواک نزدم، و بدون اینکه باقی‌مانده غذاهای لابلای دندانها را عمداً ببلعم، خودبخود بلعیده شده است. آیا قضای روزه آن روز بر من واجب است؟

ج: اگر علم به وجود باقی‌مانده غذا در بین دندانهایتان و یا علم به رسیدن آن به حلق نداشته‏اید و فرو رفتن آن هم عمدی و با التفات نبوده، قضای روزه بر شما واجب نیست.

س 765: از لثه شخص روزه‏داری خون زیادی خارج می‏شود، آیا روزه‏اش باطل می‏شود؟ آیا برای او ریختن آب با ظرف بر سرش جایز است؟

ج: با خروج خون از لثه تا آن را فرو نبرده است، روزه باطل نمی‏شود. همچنین ریختن آب بر روی سر توسط ظرف و مانند آن به صحّت‏ روزه ضرر نمی‏رساند.

س 766: داروهای مخصوصی برای معالجه بعضی از بیماری‏های زنان وجود دارد (شیافهای روغنی) که در داخل بدن گذاشته می‏شود، آیا استفاده از آن موجب بطلان روزه می‏شود؟

ج: استفاده از آن داروها به روزه ضرر نمی‏رساند.

س 767: نظر شریف جنابعالی درباره تزریق آمپول و سایر تزریقات نسبت به روزه‌داران در ماه مبارک رمضان، چیست؟

س 768: آیا خوردن قرص فشار خون در حال روزه جایز است یا خیر؟

ج: اگر خوردن آن در ماه رمضان برای درمان فشار خون ضروری باشد، اشکال ندارد، ولی با خوردن آن روزه باطل می‏شود.

س 769: اگر من و بعضی از مردم بر این عقیده باشیم که بر استفاده از قرصها جهت مداوا عنوان خوردن و آشامیدن صدق نمی‏کند، آیا عمل به آن جایز است و به روزه‏ام ضرر نمی‏زند؟

ج: خوردن قرص روزه را باطل می‏کند.

س 770: اگر شوهر با همسر خود در ماه رمضان جماع نماید و زن نیز به آن راضی باشد چه حکمی دارد؟

ج: بر هر یک از آنان حکم افطار عمدی جاری است و علاوه بر قضا، کفّاره هم بر هر دو واجب است.

س 771: اگر مردی با همسرش در روز ماه رمضان شوخی و ملاعبه نماید، آیا به روزه‏اش ضرر می‏رساند؟

ج: اگر منجر به انزال منی نشود، به روزه خللی وارد نمی‏کند.


بقا‏ بر جنابت

س 772: اگر فردی به سبب برخی از مشکلات تا اذان صبح بر جنابت باقی بماند آیا روزه گرفتن در آن روز برای او جایز است؟

ج: در غیر ماه رمضان و قضای آن اشکال ندارد، ولی نسبت به روزه ماه رمضان و قضای آن، اگر معذور از غسل است، تیمم کردن بر او واجب است و اگر تیمم هم نکند، روزه‏اش صحیح نیست.

س 773: اگر شخصی در حال جنابت چند روز روزه بگیرد و نداند که طهارت از جنابت شرط صحّت‏ روزه است، آیا کفّاره روزه‏هایی که در حال جنابت گرفته بر او واجب است یا اینکه قضای آنها کافی است؟

ج: در فرض مرقوم قضا کفایت می‏کند.

س 774: آیا جایز است شخص جنب بعد از طلوع آفتاب غسل جنابت نماید و روزه قضا یا مستحب بگیرد؟

ج: اگر عمداً تا طلوع فجر بر جنابت باقی بماند، روزه ماه رمضان و قضای آن از او صحیح نیست، ولی اقوی صحّت‏ روزه‏های دیگر به‌خصوص روزه مستحبی است.

س 775: شخصی در ماه رمضان در جایی مهمان شد و شب را در آن منزل خوابید و در نیمه‏های شب محتلم گردید و چون مهمان بود و با خود لباسی نداشت، برای فرار از روزه، تصمیم گرفت بعد از طلوع فجر مسافرت نماید، لذا بعد از طلوع فجر بدون اینکه چیزی بخورد به قصد مسافرت، حرکت نمود. سؤال این است که آیا قصد سفر توسط او موجب سقوط کفّاره هست یا خیر؟

ج: اگر با حالت جنابت از خواب بیدار شود و علم به جنب بودن خود داشته باشد و قبل از فجر اقدام به غسل یا تیمم نکند، مجرد قصد سفر در شب و یا مسافرت در روز برای سقوط کفّاره از او کافی نیست.

س 776: کسی که آب در اختیار ندارد و یا به دلیل عذرهای دیگر غیر از تنگی وقت نمی‏تواند غسل جنابت بکند، آیا جایز است عمداً خود را در شبهای ماه مبارک رمضان جنب کند؟

ج: اگر وظیفه او تیمم باشد و بعد از اینکه خود را جنب کرده، وقت کافی برای تیمم داشته باشد، این کار برای وی جایز است.

س 777: شخصی در ماه مبارک رمضان قبل از اذان صبح بیدار شده و متوجه محتلم شدن خود نشده و دوباره خوابیده و در اثنای اذان صبح بیدار شده و علم به جنابت خود پیدا می‏کند و یقین دارد که احتلامش قبل از اذان صبح بوده است، روزه او چه حکمی دارد؟

ج: اگر پیش از اذان صبح متوجه احتلام خود نشده است، روزه‏اش صحیح است.

س 778: اگر مکلّف در شب ماه رمضان قبل از اذان صبح بیدار شود و ببیند که محتلم شده است و دوباره پیش از اذان صبح به امید اینکه برای غسل کردن بیدار می‏شود بخوابد و تا بعد از طلوع آفتاب در خواب بماند و غسل خود را تا اذان ظهر به تأخیر بیندازد و بعد از اذان ظهر غسل کرده و نماز ظهر و عصر بخواند، روزه آن روز او چه حکمی دارد؟

ج: در فرض سؤال که خوابِ اول است روزه‌اش صحیح است ولی اگر دوباره خوابید و تا صبح بیدار نشد باید قضای آن روز را بجا آورد.

س 779: اگر مکلّف در شب ماه رمضان قبل از فجر شک کند که محتلم شده یا نه، ولی به شک خود اعتنا نکند و دوباره بخوابد و بعد از اذان صبح بیدار شود و متوجه گردد که قبل از طلوع فجر محتلم شده است، چه حکمی دارد؟

ج: اگر بعد از بیداری اول اثری از احتلام در خود مشاهده نکند، بلکه فقط احتمال آن را بدهد و چیزی بر او کشف نشود و تا بعد از اذان بخوابد، روزه‏اش صحیح است، هرچند بعد از آن معلوم شود که احتلام او مربوط به قبل از اذان صبح است.

س 780: اگر شخصی در ماه مبارک رمضان با آب نجس غسل کند و بعد از یک هفته متوجه شود که آن آب نجس بوده است، نماز و روزه او در این مدت چه حکمی دارد؟

نمازش باطل و قضای آن واجب است، ولی روزه‏های او محکوم به صحّت‏ است.

س 781: شخصی مبتلا به بیماری بیرون آمدن مستمر قطرات بول به‌صورت موقت است، یعنی بعد از بول کردن، به مدت یک ساعت یا بیشتر قطرات آن از او خارج می‏گردد. با توجه به اینکه وی در بعضی از شبها جنب شده و گاهی یک ساعت

قبل از اذان بیدار می‏شود و احتمال می‏دهد که بعد از آن منی با قطرات بول خارج شود، نسبت به روزه‏اش چه تکلیفی دارد؟ وظیفه او برای اینکه با طهارت داخل وقت شود، چیست؟

ج: اگر قبل از اذان صبح، غسل جنابت و یا تیمم بدل از آن انجام داده، روزه او صحیح است، هرچند بعد از آن بدون اختیار از او منی خارج شود.

س 782: اگر شخصی قبل از اذان صبح یا بعد از آن بخوابد و در خواب جنب شده و بعد از اذان بیدار شود، چه مدتی برای غسل کردن وقت دارد؟

ج: در فرض سؤال، جنابت به روزه آن روز او ضرر نمی‏زند، ولی واجب است که برای نماز غسل کند و می‏تواند غسل را تا وقت نماز به تأخیر بیندازد.

س 783: اگر غسل جنابت برای روزه ماه رمضان یا روزه‏های دیگر فراموش شود و در اثناء روز به یاد انسان بیفتد، چه حکمی دارد؟

ج: اگر در روزه ماه رمضان غسل جنابت را در شب تا طلوع فجر فراموش کند و با حالت جنابت صبح نماید، روزه‏اش باطل است و احوط این است که قضای روزه ماه رمضان هم در این حکم به آن ملحق شود. ولی در سایر روزه‏ها، روزه بر اثر آن باطل نمی‏شود.

 

استمناء

س 784: حکم کسی که با آمیزش جنسی حرام یا استمناء یا خوردن و نوشیدن حرام روزه خود را در ماه رمضان باطل نموده چیست؟

ج: در فرض مرقوم باید شصت روز روزه بگیرد و یا شصت مسکین را اطعام نماید و احتیاط مستحب آن است که هر دو را انجام دهد.

س 785: اگر مکلّف علم داشته باشد به اینکه استمناء روزه را باطل می‏کند، ولی عمداً آن را انجام دهد، آیا کفّاره جمع بر او واجب می‏شود؟

ج: اگر عمداً استمناء کند و منی هم از او خارج شود، کفّاره جمع بر او واجب نمی‏شود لکن احتیاط مستحب آن است که کفّاره جمع بپردازد.

س 786: در ماه مبارک رمضان بدون وجود هیچ‌یک از آثار استمناء فقط بر اثر حالتی که هنگام مکالمه تلفنی با یک زن نامحرم در خود احساس کردم مایع منی از من خارج شد، با توجه به اینکه مکالمه با او به قصد لذت نبوده، خواهشمندم لطف نموده و به سؤالات من پاسخ فرمایید، آیا روزه‏ام باطل است یا خیر؟ در صورت بطلان، آیا کفّاره هم بر من واجب است یا خیر؟

ج: اگر خروج منی بر اثر صحبت با یک زن جزء عادت‏های قبلی شما نبوده و به‌طور غیرارادی از شما خارج شده است، موجب بطلان روزه نمی‏شود و چیزی هم بر اثر آن بر شما واجب نیست.

س 787: شخصی چندین سال عادت به استمناء در ماه رمضان و غیر آن داشته است، نماز و روزه او چه حکمی دارد؟

ج: استمناء مطلقاً حرام است و اگر منجر به خروج منی شود، موجب غسل جنابت هم می‏شود، و اگر این عمل در حال روزه در روز ماه رمضان صورت بگیرد، در حکم افطار عمدی با حرام است، و اگر نماز و روزه را با حالت جنابت و بدون غسل و تیمم انجام دهد، نماز و روزه‏اش باطل و قضای آنها واجب است.

س 788: آیا استمناء توسط همسر، حکم استمناء حرام را دارد؟

ج: این کار، از موارد استمناء حرام نیست.

س 789: آیا جایز است شخص مجرد در صورتی که پزشک منی او را برای آزمایش بخواهد و راه دیگری هم برای خارج کردن منی نداشته باشد، استمناء نماید؟

ج: اگر معالجه متوقف بر آن باشد، اشکال ندارد.

س 790: بعضی از مراکز پزشکی برای انجام آزمایشهای پزشکی بر روی منی از انسان می‏خواهند که استمناء کند تا معلوم شود که وی قادر بر بچه‏دار شدن هست یا خیر، آیا استمناء برای او جایز است.

ج: استمناء جایز نیست، هرچند برای تشخیص قدرت وی بر بچه‏دار شدن باشد، مگر آنکه ضرورتی ایجاب کند.

س 791: تخیّل به قصد برانگیختن شهوت در دو صورت زیر چه حکمی دارد؟

الف: تخیّل همسر

ب: تخیّل زن اجنبی‏

ج: در فرض اول در صورتی که حرامی مانند انزال بر آن مترتّب نشود، اشکالی ندارد و در فرض دوّم، احتیاط در ترک آن است.

س 792: شخصی در ابتدای سن بلوغ روزه می‏گرفته، ولی در اثناء روزه استمناء نموده و جنب شده و به همین صورت چند روز روزه گرفته است، در حالی که جهل داشته به اینکه برای روزه گرفتن تطهیر از جنابت واجب است. آیا قضای روزه‏های آن روزها کافی است یا اینکه تکلیف دیگری دارد؟

ج: در فرض سؤال، قضا و بنا بر احتیاط واجب کفّاره بر او واجب است.

س 793: شخص روزه‏داری در ماه رمضان به صحنه شهوت انگیزی نگاه کرده و جنب شده است. آیا با این کار روزه‏اش باطل می‏شود؟

ج: اگر نگاه‌کردن او به قصد انزال بوده و یا می‏دانسته که اگر به آن منظره نگاه کند، جنب می‏شود و یا عادت او بر این بوده است و در عین حال عمداً نگاه کرده و جنب شده، حکم جنابت عمدی را دارد یعنی هم قضاء بر عهده او می‏باشد و هم کفّاره.

س 794: انسان روزه داری که در یک روز بیش از یکبار کاری که روزه را باطل می‏کند انجام دهد وظیفه‏اش چیست؟

ج: فقط یک کفّاره بر او واجب می‏شود، بلی اگر این کار آمیزش جنسی یا استمناء باشد احتیاط واجب آن است که بعدد دفعات آمیزش جنسی یا استمناء کفّاره بدهد.

احکام مبطلات روزه‏

س 795: آیا تبعیت از اهل سنت در وقت افطار روزه در مراسم عمومی و مجالس رسمی و غیر آن، جایز است؟ اگر مکلّف تشخیص دهد که این متابعت از موارد تقیه نیست و دلیلی برای التزام به آن وجود ندارد، وظیفه‏اش چیست؟

ج: تبعیت از دیگران در افطار روزه بدون احراز دخول وقت افطار، جایز نیست، و اگر از موارد تقیه باشد افطار جایز است، ولی روزه آن روز قضا دارد، و جایز نیست به‌طور اختیاری افطار نماید مگر بعد از آنکه داخل شدن شب و پایان یافتن روز را با یقین حسی و یا با حجت شرعی احراز نماید.

س 796: اگر روزه‏دار باشم و مادرم مرا وادار به خوردن غذا یا نوشیدن کند، آیا روزه‏ام باطل می‏شود؟

ج: خوردن و آشامیدن روزه را باطل می‏کند، هرچند بر اثر درخواست و اصرار شخص دیگری باشد.

س 797: اگر چیزی به زور وارد دهان روزه دار شود و یا سر او به همان صورت داخل آب گردد، آیا روزه‏اش باطل می‏شود؟ اگر وادار به باطل کردن روزه‏اش شود، مثلاً به او بگویند که اگر روزه‏ات را نخوری، ضرری به خودت یا مالت وارد می‏سازیم، او هم برای دفع این ضرر غذا بخورد، آیا روزه‏اش صحیح است؟

ج: روزه شخص روزه دار با داخل شدن چیزی در حلقش بدون اختیار و یا با فرو بردن سرش به همان صورت به زیر آب باطل نمی‏شود، ولی اگر خودش بر اثر اکراه دیگری مرتکب مفطری شود، روزه‏اش باطل خواهد شد.

س 798: اگر روزه دار جاهل باشد به اینکه تا به حد ترخص نرسیده، نباید قبل از زوال افطار کند، و قبل از حد ترخص به این اعتبار که مسافر است، افطار نماید، روزه این شخص چه حکمی دارد؟ آیا قضا بر او واجب است یا حکم دیگری دارد؟

ج: در فرض مرقوم، روزه‌اش باطل است و باید آن را قضا کند لکن اگر از حکم مسأله، غافل بوده کفّاره ندارد.

س 799: هنگامی که مبتلا به بیماری زکام بودم، مقداری از اخلاط سر و سینه در دهانم جمع شده بود که به جای بیرون انداختن، آن را فرو بردم، آیا روزه‏ام صحیح است یا خیر؟ در بعضی از روزهای ماه مبارک رمضان در منزل یکی از اقوام بودم که بر اثر زکام و خجالت و حیا مجبور شدم با خاک، تیمم بدل از غسل واجب بکنم و تا نزدیک ظهر غسل نکردم. این کار برای چند روز تکرار شد، آیا روزه‏ام در آن روزها صحیح است یا خیر؟

ج: فرو بردن اخلاط سر و سینه ضرری به روزه نمی‏رساند، ولی اگر به فضای دهان رسیده باشد بنا بر احتیاط واجب باید از فرو بردن آن خودداری نماید، و اما ترک غسل جنابت قبل از طلوع فجرِ روزی که می‏خواهید روزه بگیرید و انجام تیمم بدل از غسل به جای آن، اگر به خاطر عذر شرعی باشد و یا تیمم در آخر وقت و به خاطر تنگی آن باشد، موجب بطلان روزه نیست و روزه شما با تیمم صحیح است. در غیر این صورت، روزه شما در آن روزها باطل است.

س 800: من در معدن آهن کار می‏کنم که طبیعت آن اقتضا می‏کند هر روز داخل معدن شده و در آن کار کنم و هنگام استفاده از ابزار کار غبار وارد دهانم می‏شود، بقیه ماههای سال هم به همین صورت بر من می‏گذرد، تکلیف من چیست؟ آیا روزه من در این حالت صحیح است؟

ج: فرو بردن غبار غلیظ هنگام روزه بنا بر احتیاط واجب موجب باطل شدن آن است و باید از آن پرهیز نمود، ولی مجرد داخل شدن غبار در دهان و بینی بدون اینکه به حلق برسد، روزه را باطل نمی‏کند.

کفّاره روزه و مقدار آن‏

س 801: آیا دادن پول یک مدّ طعام به فقیر تا با آن غذایی برای خودش بخرد، کافی است؟

ج: اگر اطمینان داشته باشد که فقیر به وکالت از او طعام خریده و سپس آن را به عنوان کفّاره قبول می‏کند، اشکال ندارد.

س 802: اگر شخصی وکیل در غذا دادن به عده‏ای از مساکین شود، آیا می‏تواند اُجرت کار و پختن غذا را از اموالی که به عنوان کفّاره به او داده شده است، بردارد؟

ج: مطالبه اجرت کار و پخت غذا برای وی جایز است، ولی نمی‏تواند آن را بابت کفّاره حساب نماید و یا از اموالی که باید به عنوان کفّاره به فقرا داده شود، بردارد.

س 803: زنی به علت بارداری و نزدیکی وقت زایمان، نمی‏تواند روزه بگیرد و می‏داند که باید آنها را بعد از زایمان و قبل از ماه رمضان آینده قضا نماید، اگر به‌طور عمدی یا غیرعمدی تا چند سال روزه نگیرد، آیا فقط کفّاره همان سال بر او واجب است یا آنکه کفّاره تمام سالهایی که روزه را به تأخیر انداخته، واجب است؟

ج: فدیه تأخیر قضای روزه ماه رمضان هرچند به مدت چند سال هم به تأخیر افتاده باشد، یکبار واجب است و آن عبارت است از یک مدّ طعام برای هر روزی، و فدیه هم زمانی واجب می‏شود که تأخیر قضای روزه ماه رمضان تا ماه رمضان دیگر بر اثر سهل‌انگاری و بدون عذر شرعی باشد، ولی اگر به خاطر عذری باشد که شرعاً مانع صحّت‏ روزه است، فدیه‏ای ندارد.

س 804: زنی به علت بیماری از روزه گرفتن معذور است و قادر بر قضا کردن آنها تا ماه رمضان سال آینده هم نیست، در این صورت آیا کفّاره بر او واجب است یا بر شوهرش؟

ج: اگر افطار روزه ماه رمضان از جهت بیماری و تأخیر قضای آن هم از جهت ادامه بیماری بوده است، برای هر روز یک مدّ طعام به عنوان فدیه بر خود زن واجب است و چیزی بر عهده شوهرش نیست.

س 805: شخصی ده روز روزه بر عهده دارد و در روز بیستم شعبان شروع به روزه گرفتن می‏کند، آیا در این صورت می‏تواند عمداً روزه خود را قبل یا بعد از زوال، افطار کند؟ در صورتی که قبل یا بعد از زوال افطار نماید، چه مقدار کفّاره دارد؟

س 806: زنی در دو سال متوالی در ماه مبارک رمضان حامله بوده و قدرت روزه گرفتن در آن ایام را نداشته است، ولی در

حال حاضر توانایی روزه گرفتن را دارد، حکم او چیست؟ آیا کفّاره جمع بر او و اجب است یا فقط قضای آن را باید به جا آورد؟ تأخیر او در قضای روزه چه حکمی دارد؟

ج: اگر بر اثر عذر شرعی روزه ماه رمضان را نگرفته، فقط قضا بر او واجب است، و اگر عذر او در خوردن روزه خوف از ضرر روزه بر جنین یا کودکش بوده، باید علاوه بر قضا، برای هر روز یک مد طعام به عنوان فدیه بپردازد، و اگر قضا را بعد از ماه رمضان تا ماه رمضان سال بعد، بدون عذر شرعی به تأخیر انداخته، فدیه دیگری هم بر او واجب است یعنی باید برای هر روز یک مد طعام به فقیر بدهد.

س 807: آیا رعایت ترتیب بین قضا و کفّاره، در کفّاره روزه واجب است یا خیر؟

ج: واجب نیست.

قضای روزه‏

س 808: هجده روز روزه به علت مسافرت در ماه رمضان برای انجام مأموریت دینی بر عهده‏ام می‏باشد، وظیفه من چیست؟ آیا قضای آنها بر من واجب است؟

ج: قضای روزه‏های ماه رمضان که بر اثر مسافرت از شما فوت شده، واجب است.

س 809: اگر کسی برای گرفتن روزه قضای ماه رمضان اجیر شود و بعد از زوال افطار کند، آیا کفّاره بر او واجب است یا خیر؟

ج: کفّاره بر او واجب نیست.

س 810: کسانی که در ماه رمضان برای انجام وظیفه دینی در مسافرت هستند و به همین دلیل نمی‏توانند روزه بگیرند، اگر در حال حاضر بعد از چند سال تأخیر، بخواهند روزه بگیرند، آیا پرداخت کفّاره بر آنها واجب است؟

ج: اگر قضای روزه ماه رمضان را به علت استمرار عذری که مانع روزه گرفتن است، تا ماه رمضان سال آینده به تأخیر انداخته باشند، قضای روزه‏هایی که از آنان فوت شده کافی است، و واجب نیست برای هر روزی یک مدّ طعام فدیه بدهند، هرچند احتیاط در جمع بین قضا و فدیه است. ولی اگر تأخیر در قضای روزه به خاطر سهل‏انگاری و بدون عذر باشد، جمع بین قضا و فدیه بر آنها واجب است.

س 811: شخصی به مدت ده سال بر اثر جهل نماز نخوانده و روزه نگرفته است، فعلاً توبه نموده و به سوی خدا بازگشته و تصمیم بر جبران آنها گرفته است، ولی توانایی قضای همه روزه‏های فوت شده را ندارد و مالی هم ندارد که با آن کفّاره‏هایش را بپردازد، آیا صحیح است که فقط به استغفار اکتفا کند؟

ج: قضای روزه‏های فوت شده در هیچ صورتی ساقط نمی‏شود، ولی نسبت به کفّاره افطاره عمدی روزه ماه رمضان، چنانچه قدرت بر روزه دو ماه و یا اطعام شصت مسکین برای هر روز نداشته باشد، باید به هر تعداد فقیر که قادر است غذا بدهد و احتیاط آن است که استغفار نیز بکند و اگر به هیچ وجه قادر به دادن غذا به فقرا نیست فقط کافی است که استغفار کند یعنی با دل و زبان خود بگوید: «استغفرالله (از خداوند بخشایش می‏طلبم)».

س 812: من به علّت عدم قدرت مالی و بدنی نتوانستم برای انجام کفّاره‌هایی که بر من واجب شده بود روزه بگیرم و یا به مساکین اطعام نمایم و در نتیجه، استغفار نمودم لکن به لطف الهی اکنون توان روزه گرفتن یا اطعام نمودن دارم، وظیفه‏ام چیست؟

ج: در فرض مرقوم، انجام کفّاره لازم نیست گر چه احتیاط مستحب آن است که انجام داده شود.


ج: فدیه تأخیر قضای روزه تا ماه رمضان سال بعد، بر اثر جهل به وجوب آن ساقط نمی‏شود.

س 814: فردی که به مدت صدو بیست روز روزه نگرفته، چه وظیفه‏ای دارد؟ آیا باید برای هر روز شصت روز روزه بگیرد؟ و آیا کفّاره بر او واجب است؟

ج: قضای آنچه از ماه رمضان از او فوت شده، بر او واجب است، و اگر افطار عمدی و بدون عذر شرعی بوده، علاوه بر قضا، کفّاره هر روز هم واجب است که عبارت است از شصت روز روزه یا اطعام شصت فقیر و یا دادن شصت مد طعام به شصت مسکین که سهم هر کدام یک مدّ است.

س 815: تقریباً یک ماه روزه گرفته‏ام به این نیت که اگر روزه‏ای بر عهده‏ام باشد قضای آن محسوب شود و اگر روزه‏ای بر عهده‏ام نیست به قصد قربت مطلق باشد، آیا این یک ماه روزه به حساب روزه‏های قضایی که بر ذمّه دارم، محسوب می‏شود؟

ج: اگر به نیت آنچه که در زمان روزه گرفتن شرعاً مأمور به آن بوده‏اید، اعم از روزه قضاء یا مستحبی، روزه گرفته‏اید و روزه قضا هم برعهده شما باشد، به عنوان روزه قضاء محسوب می‏شود.

س 816: کسی که نمی‏داند چه مقدار روزه قضا دارد و با فرض داشتن روزه قضا روزه مستحبی بگیرد، اگر معتقد باشد که روزه قضا ندارد، آیا به عنوان روزه قضا محسوب می‏شود؟

ج: روزه‏هایی را که به نیت استحباب گرفته به جای روزه قضایی که بر عهده‏اش هست، محسوب نمی‏شود.

س 817: نظر شریف جنابعالی درباره شخصی که بر اثر جهل به مسأله، عمداً روزه‏اش را افطار کرده، چیست؟ آیا فقط قضا بر او واجب است یا اینکه کفّاره هم باید بدهد؟

ج: اگر به سبب بی‌اطلاعی از حکم شرعی، کاری را انجام دهد که روزه را باطل می‌کند ـ مثل اینکه نمی‌دانست خوردن دارو نیز مانند سایر خوردنیها روزه را باطل می‌کند و در روز ماه رمضان دارو خورد ـ روزه‌اش باطل است و باید آن را قضا کند ولی کفّاره بر او واجب نیست.

س 818: کسی که در اوائل سن تکلیف بر اثر ضعف و عدم توانایی، نتوانسته روزه بگیرد، آیا فقط قضا بر او واجب است یا قضا و کفّاره با هم بر او واجب است؟

ج: اگر گرفتن روزه برای او حرجی نبوده و عمداً افطار کرده، علاوه بر قضا، کفّاره نیز بر او واجب است و اگر خوف داشته باشد که اگر روزه بگیرد مریض شود، فقط قضای روزه‏ها بر عهده او می‏باشد.

س 819: کسی که تعداد روزهایی که روزه نگرفته و مقدار نمازهایی را که نخوانده نمی‏داند، وظیفه‏اش چیست؟ کسی هم که نمی‏داند روزه‏اش را بر اثر عذر شرعی افطار کرده و یا عمداً آن را خورده است، چه حکمی دارد؟

ج: جایز است که به قضای آن مقدار از نماز و روزه‏هایش که یقین به فوت آنها دارد، اکتفا نماید، و در صورت شک در افطار عمدی کفّاره واجب نیست.

س 820: اگر شخصی که در ماه رمضان روزه دار است، در یکی از روزها برای خوردن سحری بیدار نشود و لذا نتواند روزه را تا غروب ادامه دهد و در وسط روز حادثه‏ای برای او اتفاق بیفتد و روزه را افطار کند، آیا یک کفّاره بر او واجب است یا کفّاره جمع؟

ج: اگر روزه را تا حدی ادامه دهد که روزه بر اثر تشنگی و گرسنگی برای او حرجی شود و در نتیجه آن را افطار نماید، فقط قضا بر او واجب است و کفّاره‏ای ندارد.

س 821: اگر شک کنم در اینکه اقدام به گرفتن قضای روزه‏هایی را که بر عهده‏ام بوده، کرده‏ام یا خیر تکلیف من چیست؟

ج: اگر یقین به اشتغال قبلی ذمّه خود دارید، واجب است به مقداری که موجب یقین به انجام تکلیف می‏شود، روزه قضاء بگیرید.

س 822: کسی که هنگام بلوغ فقط یازده روز از ماه رمضان را روزه گرفته و یک روز را هم در موقع ظهر افطار کرده و در مجموع هجده روز روزه نگرفته است، و در مورد آن هجده روز نمی‏دانسته که با ترک عمدی روزه کفّاره بر او واجب است، چه حکمی دارد؟

ج: اگر روزه ماه رمضان را از روی عمد و بدون عذر شرعی افطار کرده، باید علاوه بر قضا، کفّاره هم بدهد اعم از اینکه هنگام خوردن روزه عالم به وجوب کفّاره و یا جاهل به آن باشد.

س 823: اگر پزشک به بیماری بگوید که روزه برای شما ضرر داد و او هم روزه نگیرد، ولی بعد از چند سال بفهمد که روزه برای وی ضرر نداشته و پزشک در تشخیص خود اشتباه کرده است، آیا قضا و کفّاره بر او واجب است؟

ج: اگر از گفته پزشک متخصص و امین و یا از منشأ عقلایی دیگر، خوف از ضرر پیدا کند و روزه نگیرد، فقط قضا بر او واجب است.

مسائل متفرقه روزه‏

س 824: اگر زنی در حال روزه نذری معیّن حیض شود، چه حکمی دارد؟

ج: روزه با عارض شدن حیض باطل می‏شود و قضای آن بعد از طهارت واجب است.

س 825: شخصی از اول ماه رمضان تا بیست و هفتم ماه را در وطن خود (بندر دیّر) روزه گرفته و در صبح روز بیست و هشتم به دبی مسافرت کرده و در روز بیست و نهم به آنجا رسیده و متوجه شده که در آنجا عید اعلام شده است، او اکنون به وطن خود برگشته، آیا قضای روزه‏هایی که از وی فوت شده، واجب است؟ اگر یک روز قضا نماید، ماه رمضان نسبت به او بیست و هشت روز می‏شود و اگر بخواهد دو روز قضا کند، روز بیست و نهم در جایی بوده که در آنجا عید اعلام شده بود، این شخص چه حکمی دارد؟

ج: اگر اعلان عید در روز بیست و نهم در آن مکان، به نحو شرعی و صحیح باشد، قضای آن روز بر او واجب نیست، ولی با فرض اینکه افق دو محل یکی بوده این امر کشف می‏کند که یک روز روزه در اول ماه از او فوت شده، لذا واجب است قضای روزه‏ای را که یقین به فوت آن دارد، بجا آورد.

س 826: اگر روزه‏داری هنگام غروب در سرزمینی افطار کرده باشد و سپس به جایی مسافرت کند که خورشید در آن هنوز غروب نکرده است، روزه آن روز او چه حکمی دارد؟ آیا تناول مفطرات برای او در آنجا قبل از غروب خورشید جایز است؟

ج: روزه او صحیح است و تناول مفطرات در آن مکان قبل از غروب خورشید با فرض اینکه در وقت غروب در سرزمین خود افطار کرده، برای او جایز است.

س 827: شهیدی به یکی از دوستانش وصیت نموده که احتیاطاً از طرف وی چند روز روزه قضا بگیرد، ولی ورثه شهید به این مسائل پایبند نیستند و طرح وصیت او هم برای آنها ممکن نیست و روزه گرفتن هم برای دوست آن شهید مشقت دارد، آیا راه حل دیگری وجود دارد؟

ج: اگر آن شهید به دوست خود وصیت کرده که خودش شخصاً برای او روزه بگیرد، ورثه او در این مورد تکلیفی ندارند، و اگر برای آن فرد روزه گرفتن به نیابت از شهید مشقت دارد، تکلیف از او ساقط است.

س 828: من فردی کثیر الشک هستم و یا به تعبیر دقیق‏تر زیاد وسوسه می‏شوم، و در مسائل دینی به‌خصوص فروع دین زیاد شک می‏کنم، یکی از موارد آن این است که در ماه رمضان گذشته شک کردم که آیا غبار غلیظی که وارد دهان من شده آن را فرو برده‏ام یا خیر؟ و یا آبی را که داخل دهانم کردم، خارج کرده و بیرون ریختم یا نه؟ در نتیجه آیا روزه من صحیح است یا خیر؟

ج: روزه شما در فرض سؤال محکوم به صحّت‏ است و این شکها اعتباری ندارند.

س 829: آیا حدیث شریف کساء را که از حضرت فاطمه زهرا(سلام‌اللّه‌علیها) نقل شده، حدیث معتبری می‏دانید؟ آیا نسبت‌دادن آن در حالت روزه به حضرت زهرای مرضیه(سلام‌اللّه‌علیها) جایز است؟

ج: اگر نسبت دادن آن به‌صورت حکایت و نقل از کتابهایی باشد که آن را نقل کرده‏اند، اشکال ندارد.

س 830: از بعضی از علما و غیر آنان شنیده‏ایم که اگر انسان هنگام روزه مستحبی به خوردن غذا دعوت شود، می‏تواند آن را قبول کرده و مقداری از غذا میل کند و با این کار روزه‏اش باطل نمی‏شود، بلکه ثواب هم دارد امیدواریم نظر شریف خود را در این‌باره بیان فرمایید.

ج: قبول دعوت مؤمن در حال روزه مستحبی، شرعاً امری پسندیده است و خوردن غذا به دعوت برادر مؤمن هرچند روزه را باطل می‏کند، ولی او را از اجر و ثواب روزه محروم نمی‏سازد.

س 831: دعاهایی مخصوص ماه رمضان به‌صورت دعای روز اول و روز دوم تا آخر ماه وارد شده است، قرائت آنها در صورت شک در صحّت‏ شان چه حکمی دارد؟

ج: به هر حال اگر قرائت آنها به قصد رجاء ورود و مطلوبیت باشد، اشکال ندارد.

س 832: شخصی قصد داشت روزه بگیرد، ولی برای خوردن سحری بیدار نشد، لذا نتوانست روزه بگیرد. آیا گناه روزه نگرفتن او به عهده خود وی است یا کسی که او را بیدار نکرده است؟ اگر فردی بدون سحری روزه بگیرد، آیا روزه‏اش صحیح است؟

ج: در این مورد چیزی بر عهده دیگران نیست، و روزه بدون خوردن سحری هم صحیح است.

س 833: روزه روز سوم ایام اعتکاف در مسجدالحرام، چه حکمی دارد؟

ج: اگر مسافر باشد و قصد اقامت ده روز در مکه مکرّمه نماید و یا نذر کرده باشد که در سفر روزه بگیرد، بر او واجب است بعد از اینکه دو روز روزه گرفت، اعتکاف خود را با روزه روز سوم کامل کند. ولی اگر قصد اقامت و یا نذر روزه در سفر نکرده باشد، روزه او در سفر صحیح نیست و با عدم صحّت‏ روزه، اعتکاف هم صحیح نیست.

رؤیت هلال

س 834: همانطور که می‌دانید، وضعیت هلال در آخر یا اول ماه به یکی از حالت‌های زیر است:

لطفاً بیان فرمایید کدام یک از حالات سه گانه فوق را می‌توان برای تعیین اول ماه به حساب آورد؟

ج: در هر سه فرض، رؤیت هلال برای اثبات حلول ماه قمری جدید از شبی که پس از رؤیت است کفایت می‌کند.

س 835: آیا رؤیت تصویر هلال ماه با استفاده از دوربین CCD و انعکاس نور و بازخوانی اطلاعات ضبط شده توسط رایانه، برای اثبات اول ماه کفایت می‏کند؟

ج: رؤیت با وسیله، فرقی با رؤیت به طریق عادی ندارد و معتبر است. ملاک آن است که عنوان رؤیت محفوظ باشد. پس رؤیت با چشم و با عینک و با تلسکوپ محکوم به حکم واحدند. اما در مورد انعکاس به رایانه که درآن صدق عنوان رؤیت معلوم نیست محل اشکال است.

س 836: اگر هلال ماه شوال در یک شهر دیده نشود، ولی تلویزیون و رادیو از حلول آن خبر دهند، آیا کافی است یا تحقیق بیشتری واجب است؟

ج: اگر مفید اطمینان به ثبوت هلال گردد یا صدور حکم به هلال از طرف ولی فقیه باشد، کافی است و نیازی به تحقیق نیست.

س 837: اگر تعیین اول ماه رمضان و عید سعید فطر به علت عدم امکان رؤیت هلال اول ماه به سبب وجود ابر در آسمان یا اسباب دیگر، ممکن نباشد و سی روز ماه شعبان یا ماه رمضان کامل نشده باشد، آیا برای ما که در ژاپن زندگی می‏کنیم، جایز است که به افق ایران عمل کرده و یا به تقویم اعتماد کنیم؟ وظیفه ما چیست؟

ج: اگر اول ماه از طریق رؤیت هلال حتی در افق شهرهای مجاوری که اتحاد افق دارند، و یا از طریق شهادت دو فرد عادل و یا از طریق حکم حاکم ثابت نشود، باید احتیاط کرد تا اول ماه ثابت شود.

س 838: آیا اتحاد افق در رؤیت هلال شرط است یا خیر؟

ج: بلی شرط است.

س 839: مقصود از اتحاد افق چیست؟

س 840: اگر روز بیست و نهم ماه در تهران و خراسان عید باشد، آیا برای افرادی هم که در شهری مانند بوشهر مقیم هستند، جایز است افطار کنند؟ با توجه به اینکه افق تهران و خراسان با افق بوشهر یکی نیست.

ج: به‌طور کلّی اگر اختلاف بین افق دو شهر به مقداری باشد که با فرض رؤیت هلال در یکی، هلال در دیگری قابل رؤیت نباشد، رؤیت آن در شهرهای غربی برای مردم شهرهای شرقی که احتمال رؤیت در آن به‌طور قطع و یقین منتفی باشد، کفایت نمی‌کند.

س 841: اگر بین علمای یک شهر راجع به ثبوت هلال یا عدم آن اختلاف رخ دهد و عدالت آنها هم نزد مکلّف ثابت بوده و به دقت همه آنها در استدلال خود مطمئن باشد، وظیفه واجب مکلّف چیست؟

ج: اگر اختلاف دو بیّنه به‌صورت نفی و اثبات باشد، یعنی یکی مدعی ثبوت هلال و دیگری مدعی عدم ثبوت آن باشد، این اختلاف موجب تعارض دو بینه و تساقط هر دو است، و وظیفه مکلّف این است که هر دو نظر را کنار گذاشته و درباره افطار کردن یا روزه گرفتن به آنچه که مقتضای اصل است، عمل نماید. ولی اگر بین ثبوت هلال و عدم علم به ثبوت آن اختلاف داشته باشند، به این صورت که بعضی از آنها مدعی رؤیت هلال باشند و بعضی دیگر مدعی عدم مشاهده آن، قول کسانی که مدعی رؤیت هلال هستند، در صورت عادل بودن، حجت شرعی برای مکلّف است و باید از آن متابعت کند، و همچنین اگر حاکم شرعی حکم به ثبوت هلال نماید، حکم وی حجت شرعی برای همه مکلفین است و باید از آن پیروی کنند.

س 842: اگر شخصی هلال ماه را ببیند و بداند که رؤیت هلال برای حاکم شرع شهر او به هر علتی ممکن نیست، آیا او مکلّف است که رؤیت هلال را به حاکم اطلاع دهد؟

ج: اعلام بر او واجب نیست مگر آنکه ترک آن مفسده داشته باشد.

س 843: همانگونه که می‏دانید اکثر فقهای بزرگوار پنج راه برای ثبوت اول ماه شوال در رساله‏های عملیه خود بیان کرده‏اند که ثبوت نزد حاکم شرع در ضمن آنها نیست، بنا بر این چگونه بیشتر مؤمنین به مجرد ثبوت اول ماه شوال نزد مراجع، روزه خود را افطار می‏کنند؟ شخصی که از این راه اطمینان به ثبوت هلال پیدا نمی‏کند، چه تکلیفی دارد؟

ج: تا حاکم حکم به رؤیت هلال نکرده، مجرد ثبوت هلال نزد او، برای تبعیّت دیگران از وی کافی نیست، مگر آنکه اطمینان به ثبوت هلال حاصل نمایند.

س 844: اگر ولی امر مسلمین حکم نماید که فردا عید است و رادیو و تلویزیون اعلام کنند که هلال در چند شهر دیده شده است، آیا عید برای تمامی نواحی کشور ثابت می‏شود یا فقط برای شهرهایی که ماه در آنها دیده شده و شهرهای هم افق با آنها، ثابت می‏گردد؟

ج: اگر حکم حاکم شامل همه کشور باشد، حکم او شرعاً برای همه شهرها معتبر است.

س 845: آیا کوچکی هلال و باریک بودن و اتصاف آن به خصوصیات هلال شب اول، دلیل بر این محسوب می‏شود که شب قبل شب اول ماه نبوده، بلکه شب سی‏ام ماه قبلی بوده است؟ اگر عید برای شخصی ثابت شود و از این راه یقین پیدا کند که روز قبل عید نبوده، آیا قضای روزه روز سی‏ام ماه رمضان را باید به جا آورد؟

ج: مجرد کوچکی و پائین بودن هلال یا بزرگی و بالا بودن و یا پهن یا باریک بودن آن دلیل شرعی شب اول یا دوم بودن نیست، ولی اگر مکلّف از آن علم به چیزی پیدا کند باید به مقتضای علم خود در این زمینه عمل نماید.

س 846: آیا استناد به شبی که در آن ماه به‌صورت قرص کامل است (شب چهاردهم) و اعتبار آن به عنوان دلیل برای محاسبه اول ماه جایز است تا از این راه وضعیت یوم الشک معلوم شود که مثلاً روز سی ام ماه رمضان است و احکام روز ماه رمضان بر آن مترتب شود، مثلاً بر کسی که این روز را بر اساس بیّنه روزه نگرفته، حکم به وجوب قضای روزه شود و کسی هم که به دلیل استصحاب بقای ماه رمضان روزه گرفته، بری‏ء الذمّه باشد؟

ج: امر مذکور حجت شرعی بر آنچه ذکر شد، نیست، ولی اگر مفید علم به چیزی برای مکلّف باشد، واجب است که طبق آن عمل نماید.

س 847: آیا استهلال در اول هر ماه واجب کفایی است یا احتیاط واجب؟

ج: استهلال فی‌نفسه واجب شرعی نیست.

س 848: آیا اول ماه مبارک رمضان و آخر آن با رؤیت هلال ثابت می‏شود یا با تقویم، هرچند ماه شعبان سی روز نباشد؟

ج: اول یا آخر ماه رمضان با رؤیت شخص مکلّف یا با شهادت دو فرد عادل یا با شهرتی که مفید علم است یا با گذشت سی روز و یا به وسیله حکم حاکم ثابت می‏شود.

س 849: اگر تبعیت از اعلام رؤیت هلال توسط یک دولت جایز شد، و آن اعلام معیاری علمی برای ثبوت هلال سرزمین‌های دیگر را تشکیل دهد، آیا اسلامی بودن آن حکومت شرط است، یا اینکه عمل به آن حتی اگر حکومت ظالم و فاجر هم باشد، ممکن است؟

ج: ملاک در این مورد، حصول اطمینان به رؤیت در منطقه‏ای است که نسبت به مکلّف کافی محسوب می‏شود.

س 850: خواهشمند است نظر مبارک خود را در خصوص اعتکاف در مساجد (جامع و غیر جامع) غیر از مساجد اربعه بیان فرمایید.

ج: رجائاً اشکال ندارد.


 
شما مردم شک نکنید که استقامت تمامی توطئه ها را ناکام می گذارد
ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۳۱  
خطیب نماز جمعه تهران شرایط فعلی را به جنگ اراده ها تشبیه کرد و با بیان اینکه سوریه تاوان مظلومیت فلسطین و حمایت از ایران را می دهد، خطاب به مردم سوریه گفت: بدانید اگر به دشمنان باج ندهید پیروز خواهید شد.

به گزارش  مهر، آیت الله سید احمد خاتمی در خطبه نماز جمعه امروز تهران با اشاره به اینکه باید در عرصه اجتماعی رمضانی باشیم، اظهار داشت: باید در عرصه خدمت به محرومان رمضانی عمل کنیم، همچنین سیاستمداران ما باید در این ماه مبارک رمضانی شوند.
 
وی گفت: نباید در تحلیل ها و تفسیرهای سیاسی به شخصی تهمت و افترا بزنیم ولو به دشمن خود.
 
خطیب نماز جمعه تهران در ادامه با بیان اینکه باید در ماه مبارک رمضان عفاف  و حجاب را رعایت کرد و حرمت خدا را نگه داشت، افزود: برخی از افرادی که عفاف و حجاب را رعایت نمی کنند در ماه مبارک رمضان روزه می گیرند و شک نکنید که در این ماه می توان از خدا حاجت گرفت اما باید عفاف را نیز رعایت کرد.
 
عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری در ادامه سخنانش با بیان اینکه البته رسانه ها نیز باید در این ماه مبارک رمضانی شوند خاطرنشان کرد: سایت ها و وبلاگ ها نباید هرچه دلشان می خواهد بنویسند.
 
خاتمی تاکید کرد: در ماه مبارک رمضان باید همه دستگاهها رمضانی عمل کنند تا فضای رمضان به خوبی در جامعه دیده شود.
 
وی در بخش دیگری از سخنانش پنجم مرداد ماه سالروز اقامه نماز جمعه تهران را گرامی داشت و با بیان اینکه نماز جمعه تریبون نظام است، افزود: این تریبون توانسته است خدمات زیادی را در عرصه های مختلف انجام دهد.
 
خطیب نماز جمعه تهران خاطرنشان کرد: درعرصه دفاع مقدس طبق آمار بیش از 90 درصد از کسانی که به جبهه اعزام شدند از نماز جمعه بسیج شدند همچنین نماز جمعه در جهت کمک های مردمی نقش تاثیرگذار خود را به خوبی ایفا کرده است.
 
خاتمی با بیان اینکه این تریبون هم اکنون در 700 شهر کشور برپا است تشکیل نماز جمعه را برکت نظام اسلامی دانست و گفت: تشکیل نماز جمعه به برکت نظام اسلامی است فقط در مکتب اسلام می توان این جایگاه ارزنده را دید.
 
وی با بیان اینکه تکبیرهای مردم در نماز جمعه به منزله اعلام موضع نظام اسلامی است، افزود: نمی توان به این راحتی از شعارهای قیمتی شما نمازگزاران گذشت.
 
خطیب نماز جمعه تهران همچنین با اشاره به سالگرد عملیات پیروزمندانه مرصاد یادآور شد: در سال 67 منافقین به تحریک صدام به کرمانشاه حمله کردند تا از آنجا انقلاب اسلامی را ساقط کنند، اما رزمندگان غیور و شجاع ما درس عبرتی را به آنها دادند تا برای همیشه ذلیل بمانند.
 
خاتمی افزود: دنیا همچنین به این نکته پی برد که منافقین چیزی جز نوکری استکبار دنبال نمی کند. همچنین بنده باید در اینجا از سردار صیاد شیرازی یاد کنم. حقیقا وی در عملیات مرصاد نقش مهمی را ایفا کرد البته منافقین انتقام خود را از این مرد بزرگ گرفتند.
 
عضو مجلس خبرگان رهبری همچنین با اشاره به اینکه طاغوتی ها بر این باور بودند که بار دیگر می توانند به ایران برگردند افزود: آنها از زمان پیروزی انقلاب تا به امروز مدام خمیازه می کشند وانشاءالله خمیازه آنها ابدی خواهد شد.
 
وی افزود: امروز شجره انقلاب اسلامی تنومند شده است به طوری که با طوفان و بادها تکان نمی خورد و به آن صدمه ای وارد نمی شود.
 
خطیب نماز جمعه تهران با اشاره به فشارهای اخیر اقتصادی که به مردم تحمیل شده است، افزود: راه پیروزی در این عرصه را قرآن به ما آموخته است. آن راه چیزی نیست جز استقامت امت و امامت.
 
خاتمی تاکید کرد: شما مردم شک نکنید که استقامت امام و امت می تواند تمامی توطئه ها را ناکام بگذارد.
 
وی با بیان اینکه شرایطی که در آن قرار گرفته ایم جنگ اراده هاست، تاکید کرد: استکبار می خواهد با اراده خود شرایط مد نظر خود را پیاده کند، اما ما نیز مصمم هستیم و با این اراده ای که در پیش گرفته ایم بدون شک تصمیم حق را بر مسند خواهیم نشاند.
 
خطیب نماز جمعه تهران با بیان اینکه فرهنگ مقاومان و مردان خدا فرهنگ ما می توانیم است، اظهار داشت: این در حالی است که افرادی که خدا را باور ندارند به فرهنگ ما نمی توانیم معتقدند، همچنین مقاومان و مردان خدا باید صبور باشند ضمن آنکه در اصول بندگان خدا سازش و تسلیم جایگاهی ندارد.
 
خاتمی تاکید کرد: به فضل خدا و در همین شب های توسل کمر دشمن را خواهیم شکست.
 
وی در بخش دیگری از سخنانش به فاجعه کشتار مردم در میانمار اشاره کرد و با بیان اینکه کشتار وحشیانه مردم در میانمار ظالمانه است، افزود: رئیس جمهور میانمار اعلام کرده که شهروندان مسلمان شهروند محسوب نمی شوند اگر شهروند محسوب نمی شوند پس چه به حساب می آیند. دولت میانمار به جای این موضع گیری ها باید مانع این کشتارها و جنایت ها شود  و هر چه سریعتر جلوی این کشتارها را بگیرد.
 
خطیب نماز جمعه تهران گفت: همچنین از کنفرانس اسلامی می خواهیم که در این راستا وظیفه خود را به خوبی انجام دهد.
 
وی افزود: معتقدم در این جنایت هایی که در میانمار دیده می شود، چهره آمریکا به خوبی پیدا است.
 
عضو مجلس خبرگان رهبری همچنین با اشاره به تحولات سوریه افزود: سوریه تاوان مظلومیت فلسطین و حمایت از ایران را می دهد.
 
خاتمی گفت: آمریکا، انگلیس وکشورهای اروپایی جنایت های زیادی را انجام داده می دهند و امروز آنها به تحولات اخیر در سوریه متمرکز شده اند در حالی که اتفاقات اخیر در این کشور عربی عمق کینه استکبار را نشان می دهند.
 
وی با اشاره به انفجار اخیر در این کشور عربی که منجر به کشته شدن وزیر دفاع سوریه شد افزود: نمی توان با این اقدامات تروریستی مردم سوریه را به عقب واداشت. مگر دفتر حزب جمهوری اسلامی را در ایران منفجر نکردند اما با این حال نظام اسلامی محکم ماند. از این رو تنها راه برای دولت و ملت سوریه مقاومت در برابر شیاطین است.
 
خطیب نماز جمعه تهران خطاب به مردم سوریه گفت: بدانید اگر به دشمنان باج ندهید پیروز خواهید شد.
 
خاتمی با اشاره به اعتراضات مردم در عربستان و بحرین نیز گفت: متاسفانه افرادی که خود را خادم الحرمین می دانند کارشان شده است آدم کشی، بحرین را به تبدیل به زندان بزرگ کرده اند و درعربستان با درخواست ومطالبات مردم مخالفت می کنند در حالی که مردم فقط خواهان دموکراسی در این کشور عربی هستند اما پاسخ به این خواست مردم گلوله است.
 
خطیب نماز جمعه تهران در پایان با بیان اینکه ظلم در هیچ کشوری باقی نمی ماند، افزود: آل سعود، آل خلیفه و آل های دیگر بدانند که به سرنوشت افرادی دچار خواهند شد که سقوط کردند.

 
 
 
 

محجبه ها فرشته اند