دختر ایرونی

دخترایرونی.دخترتهرونی.دخترایرانی.دخترتهرانی.دختران ایران زمین.دختران دانشجو.دختر خارجی

امام سید علی خامنه ای
ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢٩  

امام سید علی خامنه ای

 


 
امام سید علی خامنه ای
ساعت ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢٩  

امام سید علی خامنه ای


 
امام سید علی خامنه ای
ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢٩  

امام سید علی خامنه ای


 
دانلود اخلاق جنسی
ساعت ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢٩  

دانلود کتاب اخلاق جنسی

اثر استاد شهید مرتضی مطهری

قسمتی از متن کتاب:

.....................اکنون ببینیم چه موادی در این سیستم اخلاقی پیشنهاد می‏شود

، البته از اول باید

توجه داشته باشید که همه این مواد اصلاحی بر محور شکستن قیود کهن‏و رفع

منعها و محدودیتهای قانونی گذشته می‏چرخد . اولین موضوعی که مورد توجه

قرار گرفته است کامیابی آزادانه زنان و مردان از معاشرت‏های لذت بخش جنسی

است و به عبارت دیگر آزادی عشق‏ است ، می‏گویند زن و مرد نه تنها قبل از

ازدواج باید از معاشرتهای لذت‏ بخش آزادانه جنسی بهره‏مند باشند ، بلکه

ازدواج نیز نباید مانعی در این‏ راه بشمار آید ، زیرا فلسفه ازدواج و انتخاب

همسر قانونی اطمینان پدر است به پدری خود نسبت به فرزندی که از زن معینی

بدنیا می‏آید ، این‏ اطمینان را با بکار بستن داروهای ضد آبستنی که مخصوصا

پیشرفت طب امروز آنها را به بشر ارزانی داشته است می‏توان بدست آورد .

بنابراین هر یک‏ از زن و مرد می‏توانند علاوه بر همسر قانونی ، عشاق و

معشوقه‏های فراوانی‏ داشته باشند ، زن مکلف است که در حین آمیزش با عشاق

خود از داروی ضد آبستنی‏ استفاده کند و مانع پیدایش فرزند او گردد ، ولی هر

گاه تصمیم گرفت که‏ صاحب فرزند گردد الزاما باید از همسر قانونی خود استفاده

کند . " کمونیسم جنسی " تنها از آن نظر قابل عمل نیست که رابطه نسلی را

میان پدران و فرزندان قطع می‏کند ، بشر از اعتماد نسلی نمی‏تواند صرف نظر

کند ، هر پدری می‏خواهد فرزند خود را بشناسد و هر فرزندی می‏خواهد بداند از

کدام پدر پیدا شده است .

فلسفه ازدواج و انتخاب همسر قانونی همین است و بس ، اختصاص جنسی را

به همین اندازه باید محدود کرد ، و با تأمین رابطه نسلی به وسیله فوق‏

موجبی برای تحدید بیشتر وجود ندارد .

برتراند راسل می‏گوید : " جلوگیری وسائل ( وسائل ضد آبستنی ) تولید نسل‏

را ارادی کرده و آنرا از صورت یک نتیجه اجتناب ناپذیر روابط بیولوژیک‏

( تولید قهری فرزند در اثر آمیزش ) بیرون آورده است . به دلائل متعدد

اقتصادی که در فصول پیش شرح دادیم ، محتملا پدر برای تربیت و اعاشه‏

اطفال کمتر اهمیت خواهد داشت ، بنابراین دلیلی نیست که مادری برای‏

پدری اطفال خود همان مردی را انتخاب کند که خاطرش را برای عاشقی و رفاقت

می‏خواهد .

دانلود


 
داستان شاگرد بزاز
ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢٩  

جوانک شاگرد بزاز ، بی خبر بود که چه دامی در راهش گسترده شده . اونمی‏دانست این زن

زیبا و متشخص که به بهانه خرید پارچه به مغازه آنها رفت و آمد می‏کند ، عاشق دلباخته او

است ، و در قلبش طوفانی از عشق و هوس و تمنا بر پاست . یک روز همان زن به در

مغازه آمد و دستور داد مقدار زیادی جنس بزازی‏ جدا کردند ، آنگاه به عذر اینکه قادر به

حمل اینها نیستم ، به علاوه پول‏ همراه ندارم ، گفت : " پارچه‏ها را بدهید این جوان بیاورد

، و در خانه‏ به من تحویل دهد و پول بگیرد " .

مقدمات کار قبلا از طرف زن فراهم شده بود ، خانه از اغیار خالی بود ، جز چند کنیز اهل

سر ، کسی در خانه نبود . محمد بن سیرین - که عنفوان جوانی را طی می‏کرد و از زیبایی

بی بهره نبود - پارچه‏ها را به دوش گرفت و همراه آن زن آمد . تا به درون خانه داخل شد

در از پشت بسته شد . ابن سیرین به داخل اطاقی مجلل راهنمایی گشت . اومنتظر بود که

خانم هر چه زودتر بیاید ، جنس را تحویل بگیرد و پول رابپردازد . انتظار به طول انجامید .

پس از مدتی پرده بالا رفت . خانم در حالی که خود را هفت قلم آرایش کرده بود ، با هزار

عشوه پا به درون اطاق‏ گذاشت . ابن سیرین در یک لحظه کوتاه فهمید که دامی برایش

گسترده شده‏ خواهش کرد ، فایده نبخشید . گفت چاره‏ای نیست باید کام مرا بر آوری . و

همینکه دید ابن سیرین در عقیده خود پا فشاری می‏کند ، او را تهدید کرد ، گفت : " اگر به

عشق من احترام نگذاری و مرا کامیاب نسازی ، الان فریاد می‏کشم و می‏گویم این جوان

نسبت به من قصد سوء دارد . آنگاه معلوم است که‏ چه بر سر تو خواهد آمد " .

موی بر بدن ابن سیرین راست شد . از طرفی ایمان و عقیده و تقوا به او فرمان می‏داد که

پاکدامنی خود را حفظ کن . از طرف دیگر سر باز زدن از تمنای آن زن به قیمت جان و آبرو

و همه چیزش تمام می‏شد . چاره‏ای جز اظهار تسلیم ندید . اما فکری مثل برق از خاطرش

گذشت . فکر کرد یک راه‏ باقی است ، کاری کنم که عشق این زن تبدیل به نفرت شود و

خودش از من‏ دست بردارد . اگر بخواهم دامن تقوا را از آلودگی حفظ کنم ، باید یک‏

لحظه آلودگی ظاهر را تحمل کنم . به بهانه قضاء حاجت ، از اطاق بیرون‏ رفت ، با وضع و

لباس آلوده برگشت .وبه طرف زن آمد . تا چشم آن زن به او افتاد ، روی درهم کشید و فورا

او را از منزل خارج کرد.

 


 
دختر مسلمان
ساعت ٤:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢۸  
 
زنان مسلمان
ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢۸  
 
زن ایرانی
ساعت ٤:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢۸  
 
زن ایرانی
ساعت ٤:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢۸  
 
دختر ایرانی
ساعت ٤:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢۸  
 
دختر ایرانی
ساعت ٤:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢۸  
 
دختر ایرانی
ساعت ٤:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢۸  
 
زنان ایرانی
ساعت ٤:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢۸  
 
دختر ومادر ایرانی
ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢۸  
 
دختران ایرانی
ساعت ٤:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢۸  
 
زن ایرانی در عاشورای حسینی
ساعت ۳:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢۸  
 
سالگرد حاج شیخ احمد جنیدی
ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢٤  

حاج شیخ احمد جنیدی

حاج شیخ احمد جنیدی

مراسم سیزدهمین سالروز رحلت عالم ربانی ، امام جمعه فقید رودسر حضرت

حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ احمد جنیدی ، پدر بزرگوار شهیدان والامقام

محمد ، نصراله و رضا و جانباز سرافراز عبدالحمید جنیدی شامگاه روز سه

شنبه بیست و سوم آذر  ماه از ساعت 8شب با سخنرانی دکتر صفار هرندی

مشاور فرهنگی سپاه،  در مسجد شهدا رودسر برگزار شد.

 صفار هرندی

 صفار هرندی

حسین قدیانی نویسنده حزب اللهی که اخیرا سایتش فیلتر شد!!!!!! در مورد حاج

شیخ احمد جنیدی و فرزندان شهیدش اینگونه می نویسد:

 

 

یا حسین! این فقط اشک نبوده که در عزایت ریخته ایم. کربلا ندیده در رکابت

بوده ایم. یا حسین! زمان را یارای این نیست که میان تو و یاران ندیده ات،

فاصله بیاندازد. تو در دهمین روز ماه عاشورای 61 قمری به شهادت رسیدی و

دهه 60 شمسی جنوب ایران عجب کربلایی بود. شب حنابندان، شب عاشورای

رزمندگان ما بود. نادیده عاشقت بوده اند.

از ازل عاشقت بوده اند. عاشقان شهادت را تو عاشق شهادت کرده بودی. بچه

های گردان حبیب را یادت هست؟ شبهای عملیات، زیارت عاشورای تو را می

خواندند تا تو در هنگامه وصل، در آغوش شان بگیری. لبخند هر شهید در لحظه

شهادت، برای دیدن تو بود. اگر سر شهید بر سینه توست، درد چیست؟ زخم کدام

است؟ تیر کجاست؟ یا حسین! ما از قوم سلمانیم؛ کار ما از مسلمانی گذشته است.

ما نیز در «جزیره»، «مجنون» لیلای کربلا بوده ایم. «طلائیه»، کربلاییه بود و

خیبر و بدر و کربلای چهار و پنج نیز. «هور» شعبه ای از علقمه عباس تو بود

و کارون و بهمن شیر و اروند نیز. این بچه ها اغلب به نام نامی مادرت متوسل

می شدند؛ نشان به نشان رمز یا زهرا. سربند یا زهرا. یا زهرا. یا زهرا. یازهرا.

جنوب، جنب کربلای تو بود. یا زهرا. دوکوهه، بخشی از خیمه تو بود. یا زهرا.

خیمه تو بزرگ است؛ هر آنکس که عاشورایی است جایی در خیمه تو دارد. یا

حسین! بگذار از مادری بگویم که به عدد پسران ام البنین، شهید تقدیم راه تو

کرده است. مادر شهیدان جنیدی. مادر 4 شهید. مادر نصرالله، رضا، محمد و

عبدالحمید. این آخری، بعد از جنگ به شهادت رسید. جانباز عشق درصد بود.

آبان سال 78 بر اثر موج گرفتگی، دچار بیماری تومور مغزی شد و 21 اسفند

79 به دیار باقی شتافت. آن 3 تای دیگر اما در همان جنگ.

رضا اردیبهشت سال 62 در روستای غمچیان به شهادت رسید. محمد 18 اسفند

62 در خیبر. پیکر محمد 18 سال بعد در 12تیر سال 76 به میهن بازگشت.

نصرالله از همرزمان شهید چمران بود و همان اوایل جنگ در منطقه سوسنگرد

به شهادت رسید. 18 دیماه سال .59 القصه؛ این شهیدان را پدری بود عالم.

مرحوم حاج شیخ احمد جنیدی. ایشان شب عاشورای سال 77 و در شرایطی که

هنوز فرزند جانبازش عبدالحمید به شهادت نرسیده بود، دعوت حق را لبیک

گفت. رهبر انقلاب در همان زمان ریاست جمهوری باری در شهر رودسر به

منزل این شهیدان می رود. آن زمان هنوز پدر این شهیدان در قید حیات بود.

آنچه «آقا» از این دیدار تعریف کرده اند، بسی خواندنی است: «این مرد را دیدم

و دیدم که یکپارچه استقامت است و من بی اختیار دست این مرد را بوسیدم و

دیدم او یک چیز دیگری است؛ پاک و روشن.» رئیس جمهور مکتبی همین می

شود؛ دست بوس پدر چند شهید. نکته هاست در باب این خانواده چند شهید.

اولین شهید این خانواده یعنی نصرالله 72 روز پیکرش مفقود بود. شهید دوم

رضا 13ماه و شهید سوم محمد 14سال. آری 14سال. پدر این شهیدان اما، امام

جمعه منصوب حضرت امام خمینی در شهر رودسر شمال بود که بعدها و در

زمان رهبری حضرت «آقا» این حکم ادامه یافت. طرفه حکایتی است داستان این

خانواده عاشورایی، یا حسین. چند شب دیگر یعنی شب عاشورا دوازدهمین

سالگرد درگذشت حاج آقا جنیدی است که در روزگار حیات پدر 3 شهید بود و

اینک که عبدالحمید هم به کاروان شهدا پیوسته است، ایشان پدر 4 شهیدند. در

ورودی 2 شهر، سردری نصب شده با جمله ای از رهبر انقلاب. یکی پیشوای

ورامین که هم اینک مادر این 4 شهید، آنجا زندگی می کنند و دیگری، رودسر،

شهری از استان گیلان که پدر این شهدا آنجا امام جمعه بوده اند. سالها

پیش و 3 شب مانده به درگذشت حاج آقا جنیدی، درست در همچین شبی، که در

شهر پیشوا این اباالشهدا در بستر بیماری افتاده بودند، رهبر انقلاب برای

دومین بار به منزل خانواده شهیدان جنیدی می رود و از این مجاهد نستوه؛

مرحوم حاج شیخ احمد جنیدی، تعبیر به «اولیاءالله» می کنند و 3 شب بعد،

درست در شب عاشورای سال 77 به فرزندان شهدایش می پیوندد این مرد خدا

اما از دامن زن، مرد به معراج می رود.

تمثیلی از خانم ام البنین هنوز در میان ما زندگی می کند؛ همسر حاج شیخ احمد

جنیدی و مادر 4 شهید. سال گذشته به قصد مصاحبه ای، زیارت کردم این مادر

را. خانه ای کوچک و باصفا داشت در شهرستان پیشوای ورامین. روی دیوار

خانه از همه بالاتر تصویر امام و «آقا» را می شد دید و شنیدم از مادر این

شهیدان که حقا شیرزنی عاشورایی بود: افسوس می خورم جز 4 پسر، فرزندان

دیگری ندارم که برای اسلام بدهم اما هنوز جان خودم مانده.

هرچند «جان چه باشد که نثار قدم دوست شود، این متاعی است که هر بی

سروپایی دارد.»

¤ ¤ ¤

می خواستم از مادر این 4 شهید بپرسم؛ داغ سختی دیده ای، مگر نه؟ که خود

پیش دستی کرد و این چنین جوابم داد: اگر هر 4 فرزند ام البنین، در نیم روزی

به شهادت رسیده اند، من کجا سختی دیده ام؟ جانی اگر شیرین تر است، جان

حسین است. می خواستم از این شیرزن عاشورایی بپرسم؛ که چگونه است

پیوند روحانیت و شهادت در خانواده شما؟ که خود قبل از آنکه من سؤال کنم

گفت: حاج آقا با اینکه امام جمعه بود اما بسیار جبهه می رفت. با همان لباس

روحانیت. حوزه علمیه خواهران رودسر از مراکز فعال در اعزام خواهران حزب

الله به مناطق جنگی بود. خاطره ها دارم از آن زمان. از صدر اسلام تا الان

بیشترین شهید را خانواده علما و روحانیون، تقدیم اسلام کرده اند. هم الان به

نسبت تعداد، بیشترین شهید انقلاب اسلامی را اول طلاب داده اند و بعد،

دانشجویان. می خواستم بپرسم؛ چه می گویی ای مادر 4 شهید از غم و رنج

روزگار؟ که خود سؤال را از نگاهم خوانده بود: وقتی خانم زینب گفت: ما رایت

الا جمیلا، من چه چیز این شهادت های پی درپی را زشتی ببینم؟ فرزندان مرا به

بهترین وجه تشییع کردند. ابدان شان جز چند روز زیر تابش آفتاب نبود. خبری

از سنگ و کلوخ نبود. تازیانه نبود. زخم زبان نبود. خار مغیلان نبود. سری

روی نی نبود. مردم گلاب پاشیدند بر پیکر شهیدان من. آنها را تا معراج تا گلزار

شهدا بدرقه کردند. شهادت شان غریبانه نبود. مظلومانه نبود. هنوز لباس خاکی

جنگ بر تن داشتند که به شهادت رسیدند، مثل ارباب، بی کفن نبودند. چه خمینی

و چه خامنه ای دست نوازشی بر سر ما کشیدند و ما را شرمنده کردند. من کجا

داغ دیده ام؟ داغ را زینب دید. من کجا صبر کرده ام؟ صبر را زینب کرد؟ و بعد

جمله ای گفت این شیرزن که سخت دلم را سوزاند: من کجا زشتی دیده ام؟ من

کجا جز احترام چیز دیگری دیده ام؟ زشتی و داغ و درفش و شلاق و یتیمی و

اسیری و رقیه و زینب و غریبی و غم و هجران و ماتم و عزا و شام غریبان و

شام و کوفه و کاروان و کاخ سبز و راس الحسین و کف العباس و ابدان قطعه

قطعه شده و علی اکبر و قاسم و عبدالله و علی اصغر و خون خورشید و عمود

آهن بر سر ماه بنی هاشم و سیلی خوردن یتیمان حسین بعد از عباس و...، این

همه را زینب دید و شنید و چشید و کشید، اما گفت: ما رایت الا جمیلا. جانی اگر

شیرین تر است، جان حسین است. ما کاری برای اسلام نکرده ایم. ما هنوز

خیلی بدهکاریم به اسلام. الان علم علمدارکربلا دست خامنه ای، این فرزند

زهراست. من وقتی می بینم مولایمان «این عمار» می گوید، شرمنده می شوم.

مگر جانمان را بگیرند، ما تا جان داریم، دشمن این را بداند، این تحفه ناقابل از

برای ولایت فقیه است.

 از قول من پسرم بنویس: تا عاشورا، عاشوراست؛ ما ایستاده ایم خامنه ای!

حسین قدیانی

.....................................................................................................................


 
عنای تضعیف مجلس عزای اباعبدالله علیه السلام -
ساعت ۱:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢٢  
امام حسین
منبر ‌|  فصل طعم عسل |  معنای تضعیف مجلس عزای اباعبدالله علیه السلام - 20/09/1389

 
روضه حضرت علی اکبر
ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢٢  

 

روضه حضرت علی‌اکبر علیه‌السلام

در محضر مقام معظم رهبری امام خامنه یی

سال 88

کیفیت متوسط و فرمت Flv و با حجم 5.3 MB

دانلود


 
چرا امام حسین (ع) در زمان معاویه قیام نکرد؟
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢٢  

امام حسین،‌محرم

سکوت امـام حسین در زمان امام مجتبى بخاطر آن بود که حضرت مجتبى را امام با خود

مى دانست و ‏مـخـالفـت با او را جایز نمى شمرد و پس از شهادت آنحضرت نیز تا زمانیکه

معاویه در قید حیات بود حضرت ابا ‏عبدالله الحسین علیه السلام به احترام عهدى که امام

حسن عـلیه السلام با معاویه بسته بود سکوت اختیار ‏نمود، اما با فوت معاویه و روى کار

آمـدن یزید که برخـلاف مـواد عهدنامه بود: که معاویه حق ندارد براى خود ‏جانشین تعیین

کند، امام حسین علیه السلام ، علیه دستگاه طاغوتى یزید قیام نمود.

چنانکه شیخ مفید بنقل از کلبى و مدائنى و دیگر مورخین گفته است : پس ‍از رحلت

امام حسن ، شیعیان عراق ‏به جنب و جوش افتادند و به امام حسین نامه نوشتند که

حاضرند معاویه را خـلع نمـوده و با او بیعت نمایند لیکن ‏امام حسین علیه السلام امتناع

فرمود و متذکر شد که بین او و معاویه عهد و پیمانى است که تا مدت آن ‏منقضى نگردد

نقض آنرا جایز نمى داند و وقتى معاویه درگذشت نظر خود را اعلام خواهد داشت. 1

 

وصیت معاویه درباره حسین

مـعـاویه در نیمه رجب سال 60 هجرى درگذشت و یزید را به جانشینى خود تعیین نمود و

هنگـام مـرگ به وى ‏وصیت و نصیحت نمود به اینکه : من گردن گردنکشان را براى تو

خـاضع ساخـتـم و شهرها را برایت محکم و ثابت ‏و پابرجا نمودم و سلطنت را براى تو

طعـمـه قـرار دادم امـا از سه نفر درباره تو مى ترسم که با تو مخالفت نمایند ‏و از در

منازعت درآیند، یکى عبدالله بن عمر و دیگرى عبدالله بن زبیر و سومى حسین بن على

است .

امـا عـبدالله بن عـمـر بن خطاب با تو خواهد بود او را ملازم خود گیر و طردش منماى اما

عـبدالله بن زبیر او همانند ‏شیرى که بر شکارش ‍حمله ور مى شود به تو حمله خواهد

کرد و همانند روباهى که با سگ به مکر و خدعه ‏مى پردازد با تو معامله خواهد نمود پس

اگر بر او پیروز گشتى بند از بندش جدا ساز.

‏«و امـا حسین پـس بتـحقـیق مـى دانى بهره و نصیب او را از رسول خدا و از گوشت و

خون رسول خدا است و ‏همچنین مى دانى که مردم عراق لا محاله او را بسوى خود فرا

مى خوانند آنگاه پشت به او خواهند کرد و او را ‏بیکس و تنها خواهند گذاشت و در حقش

جفا خواهند نمود پس وقتى بر او ظفر یافتى و پیروز گشتى مقام و ‏منزلتش را در نزد

رسول خدا بیاد آر و بکردارش مؤ اخذه مکن ، بعلاوه اینکه او از خویشاوندان رحمى ما

است و ‏بپـرهیز از اینکه بدى به او برسانى یا عمل زشتى از تو مشاهده نماید.»2

 

مـروان گـفـت : بخـدا قـسم اگر حسین از اینجا برود بیعت نخواهد کرد و تو هم قدرت

چنین کارى را ندارى مـگـر ‏آنکه گـروه کثیرى از طرفین کشته شوند پس بهتر است که او را

نگذارى برود و زندانیش کن تا بیعت کند و یا ‏گردنش را بزن. امام حسین علیه السلام از

سخنان مروان خشمگین شد و به مروان گفت : واى بر تو اى پسر زرقـاء (زن کبود ‏

چشم ) تو به کشتن من امر مى کنى بخدا سوگند دروغ گفتى و پستى و زبونى خودت

را آشکار نمودى

 

نامه یزید به والى مدینه

 

در این وقت یعنى هنگام مرگ معاویه ، ولیدبن عتبة ابى سفیان پسر عموى یزید فرماندار

مدینه و عمروبن ‏سعیدبن عاص فرماندار مکه و عبیدالله بن زیاد والى بصره و نعمان بن

بشیر انصارى والى کوفـه بودند، یزید ‏بمحض ‍آنکه بجاى پدر نشست به پسر عمویش

ولیدبن عتبه نوشت که معاویه هلاک شده و او را دستور داد از ‏مردم مدینه براى وى بیعت

بگیرد و در نامه کوچکى هم نوشت که حسین و عبداللّه بن زبیر و عبدالله بن عمر را ‏

احضار نموده و از آنها بیعت بگیر و اگر بیعت نکردند آنها را گردن بزن و سرشان را براى مـن

به شام بفرست و ‏وصیت و سفارش پدرش را درباره پرهیز از کشتن حسین علیه السلام

نادیده گرفت .

 

چون نامه یزید به ولید رسید از مرگ معاویه ناراحت گردید و به سراغ مروان فرستاد و او را

احضار و نامه را با او در ‏میان نهاد و به مشورت پرداخت مروان گفت مصلحت را در این

مـى بینم که آنها را بخـواهى و قبل از اینکه از ‏مرگ معاویه باخبر شوند از آنها بیعت بگـیر

و اگـر بیعت نکردند گردنشان را بزن زیرا اگر از مرگ معاویه آگاه شوند ‏هر یک به سوئى

خواهند رفت و در آنجا اعلان مخالفت مى کنند و مردم را به بیعت خود مى خوانند.

 

حسین علیه السلام و والى مدینه

امام حسین،‌محرم

 

ولید در همان شب به سراغ امام حسین فرستاد و او

را احضار کرد، امام حسین علیه السلام سى نفر از

جوانان ‏بنى هاشم و غلامان خود را در حالیکه مسلح

بودند با خود برد و به آنها فـرمـود در جلو در بنشینید اگـر صدایم ‏بلند شد داخل شوید تا از

من دفاع کنید و در غیر این صورت حرکت نکنید تا من برگردم و خود بر ولید وارد شد ‏مروان

حکم نیز حضور داشت ، ولید امام را از جریان مرگ معاویه و جانشینى یزید آگاه ساخت و

نامه یزید را در ‏مورد اخذ بیعت از امام مطرح کرد امام حسین علیه السلام کلمـه

استـرجاع ( انّا للّه و انّا الیه راجعـون ) بر زبان ‏جارى ساخت و سپس فرمود: من تـصور

مـى کنم که هدف شما بیعت پنهانى نباشد و بر آن هستى که در ‏حضور مردم بیعت

آشکارا صورت گیرد ولید گفت : چنین است .

 

امام فرمود: پس شب را به صبح برسان تا راءى خود را در این امر بیابى .

 

ولید گفت : بروید در امان خدا تا فردا شما را در میان مردم ببینم .

 

مـروان گـفـت : بخـدا قـسم اگر حسین از اینجا برود بیعت نخواهد کرد و تو هم قدرت

چنین کارى را ندارى مـگـر ‏آنکه گـروه کثیرى از طرفین کشته شوند پس بهتر است که او را

نگذارى برود و زندانیش کن تا بیعت کند و یا ‏گردنش را بزن .

 

امام حسین علیه السلام از سخنان مروان خشمگین شد و به مروان گفت : واى بر تو اى

پسر زرقـاء (زن کبود ‏چشم ) تو به کشتن من امر مى کنى بخدا سوگند دروغ گفتى و

پستى و زبونى خودت را آشکار نمودى .

 

و پـس از بیان این مطلب در میان خاندان و یاران خود از نزد ولید خارج شد. پس از آنکه

امـام حسین بیرون رفت ‏مروان به ولید گفت با پیشنهاد من مخالفت کردى، بخدا دیگر به

حسین دست نخواهى یافت .

 

ولید گـفـت : واى بر تـو مـى خـواهى دین و دنیاى مـرا نابود کنى، اگـر تمام دنیا مال من

مى شد هرگز دستم را ‏بخون حسین نمى آلودم، سبحان الله من حسین را بکشم براى

اینکه با یزید بیعت نمى کند، بخدا قسم ‏هرکس در کشتن حسین دست بیالاید خدا را

ملاقات خـواهد کرد در حالیکه میزان اعمالش سبک باشد (حسنه ‏اى نداشته باشد) و

خدا او را نظر نکند و تزکیه ننماید و به عذاب دردناک معذب گردد. 3

 


 

 

پی نوشت ها:‏

‎1‎‏. اعیان الشیعه ج 1، ص 587، ابصار العین ص 3. ارشاد مفید ص 200. بحار ج 44، ص 324.

‏2. بحار ج 44 / ص 311-. حیات الامـام الحسین ج 2، ص 236. کامل ابن اثیر ج 4، ص 6. طبرى ج 7، ص 196 و ‏‏217. ینابیع الموده ص 333.

‏3. اعـیان الشیعه ج 1 / ص 587. کامل ابن اثیر 4، ص 15. بحار ج 44 ص 324. ارشاد مفید ص 201. ینابیع ص ‏‏334. حیات الامام الحسین ج 2، ص 247. طبرى ج 7، ص 216. روضة الواعظین ص ‍146.‏


 
دختران ورزشکار ایرانی
ساعت ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢٢  
 
محرم در پاکستان
ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢۱  

 

همایش حسینی در پاکستان

پخش شده از خبرگزاری صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

دانلود


 
مادر ایرانی
ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢۱  
 
مادر ایرانی
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢۱  
 
محرم در ادبیات تاجیکستان
ساعت ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢٠  

محرم درادبیات تاجیکستان درخبر20/9/89

صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

                                              دانلود

محرم در ترکیه در خبر 18/9/89

صدا و سیما ی جمهوری اسلامی ایران

دانلود


 
مادر ایرانی
ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢٠  
 
111مادر ایرانی
ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢٠  
 
مادر ایرانی
ساعت ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢٠  
 
مادر ایرانی
ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢٠  
 
مادر ایرانی
ساعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢٠  
 
مادر ایرانی
ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢٠  
 
مادر ایرانی
ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢٠  
 
مادر ایرانی
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢٠  
 
مادر ایرانی
ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢٠  
 
دانلود کتاب حماسه حسینی
ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٦  

به نام خدا

حماسه حسینی اثری ست ارزشمند در سه جلد  از استاد شهید آیت الله مرتضی مطهری

حماسه حسینی(1)

دانلود

حماسه حسینی(2)

دانلود

حماسه حسینی(3)

دانلود

منبع :سایت استاد مطهری

http://motahari.org

 

 


 
سخنانی از امام راحل در مورد محرم و عاشورا و مکتب حسینی
ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٥  

* محرم ماهی است که عدالت در مقابل ظلم و حق در مقابل باطل قیام کرده ، و به اثبات

رسانده است که در طول تاریخ ، همیشه حق بر باطل پیروز شده است.


* محرم ماهی است که به وسیله سید مجاهدان و مظلومان اسلام زنده شده ،  و از توطئه

عناصر فاسد و رژیم بنی امیه،  که اسلام را تا  لب پرتگاه برده بودند ، رهایی بخشید.


* این خون سید الشهدا است که خونهای همه ملت های اسلامی را به جوش می آورد .

* ماه محرم برای مذهب تشیّع ماهی است که پیروزی، در متن فداکاری و خون به دست

آمده است.


* محرم ماه نهضت بزرگ سید شهیدان و سرور اولیای خداست، که با قیام خود در مقابل

طاغوت، تعلیم سازندگی و کوبندگی به بشر داد، وراه فنای ظالم و شکستن ستمکار را به

فدایی دادن و فدایی شدن  دانست. واین خود سرلوحۀ تعلیمات اسلام است برای ملتها تا آخر

دهر.


* با حلول ماه محرم، ماه حماسه و شجاعت و فداکاری آغاز شد.ماهی که خون بر شمشیر

پیروز شد.ماهی که قدرت حق، باطل را تا ابد محکوم ‍«و داغ باطله » بر جبهه ستمکاران و

حکومتهای شیطانی زد. ماهی که به نسل ها در طول تاریخ ، راه پیروزی بر سر نیزه را

آموخت.ماهی که شکست ابر قدرتها را در مقابل کلمه حق، به ثبت رساند.ماهی که امام

مسلمین ، راه مبارزه با ستمکاران تاریخ را به ما آموخت.


* سید الشهدا را کشتند، اسلام ترقی اش بیشتر شد.


* سیدالشهدا _سلام الله علیه_ با همه اصحاب و عشیره اش قتل عام شدند،لکن مکتبشان را

جلو بردند.


* شهادت حضرت سیدالشهدا مکتب را زنده کرد .


* زنده نگه داشتن عاشورا ، یک مسأله بسیار مهم سیاسی _ عبادی است.


* انقلاب اسلامی ایران ، پرتویی از عاشورا و انقلاب عظیم الهی آن است.


* کربلا کاخ ستمگری را با خون در هم کوبید ، و کربلای ما کاخ سلطنت شیطانی را فرو

ریخت.


* کربلا را زنده نگه دارید و نام مبارک حضرت سید الشهدا را زنده نگه دارید ، که با زنده 

بودن او اسلام زنده  نگه داشته می شود.


* مسأله کربلا ، که خودش در رأس مسائل سیاسی هست ، باید زنده بماند.


* ملت بزرگ ما باید خاطره عاشورا را، با موازین اسلامی ، هر چه شکوهمندتر حفظ نماید.


* این محرم را زند ه نگه دارید؛ ما هر چه داریم از این محرم است.


* محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است.


* تمام این وحدت کلمه ای که مبدأ پیروزی ما شد ، برای خاطر این مجالس عزا و این

مجالس سوگواری و این  مجالس تبلیغ و ترویج اسلام شد.


* مجالس بزرگداشت سید مظلومان و سرور آزادگان ، که مجالس غلبه سپاه عقل بر جهل،و

عدل بر ظلم، وامانت بر خیانت، و حکومت اسلامی بر حکومت طاغوت است ، هر چه با

شکوه تر و فشرده تر بر پا شود ، و بیرق های خونین عاشورا به علامت حلول روز انتقام

مظلوم و ظالم ، هر چه بیشتر افراشته شود.

 

* ماه محرم ماهی است که مردم آماده اند برای شنیدن مطالب حق.


* گریه کردن بر عزای امام حسین ، زنده نگه داشتن نهضت ، و زنده نگه داشتن همین

معنا که یک جمعیت کمی در مقابل یک امپراطوری بزرگ ایستاد ، دستور است.


* باید سینه زدن هم محتوا داشته باشد.


* عاشورا روز عزای عمومی ملت مظلوم است ، روز حماسه و تولد جدید اسلام و

مسلمانان است


 
نزار قطری ،انا مظلوم الحسین
ساعت ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٤  
انا مظلوم حسین
انا محروم حسین
لم یا قوم تریدون ببغی و فساد
لم تسعون بقتلی بلجاج و عناد
لیس والله سوانا خلف بعد النبی
فرض الله علی طاعتنا کل عباد
من له جد کجدی فی الوری
او کشیخی فانا ابن العلمین
فاطم الزهرا امی ، و ابی
قاصم الکفر ببدر و حنین
عبدالله غلاما یافعا
و قریش یعبدون الوثنین
یعبدون اللات و العزی معا
و علی کان صل القبلتین
و ابی شمس امی قمر
فانا الکوکب و ابن القمرین
انا مظلوم حسین
انا محروم حسین
چیست تقصیر من ای قوم که امروز جهانی
شده آماده به قتلم همه با تیغ و سنانی
در شما نیست ز اسلام نه نامی و نشانی
انا عطشان و قد احرق نطقی و لسانی
انا ظمئان و قد احرق قلبی و فوادی
انا مظلوم حسین
انا محروم حسین
زیر خنجر شه لب تشنه حسین گفت:
تو ای شمر ستمکار!
تو ای ملحد مکار!
تو ای کافر غدار!
اگر من نشناسی ، بگویم بشناسی
حسینم و ضیاء القمرینم ، قتیل الودجینم
امام الحرمینم انا الفضه وابن الذهبینم
انا مظلوم حسین
انا محروم حسین
منم شهپر کبری منم آیه تقدیر
منم نخله خوبان
منم زاده زهرا
منم عرش و منم فرش
منم کرسی و لوح و قلم و …
انا مظلوم حسین
انا محروم حسین
 منبع:مداحی

 


 
دلبرا رفع خطر کن
ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٤  

دلبرا رفع خطر کن (واویلا)

ای همای عشق زهرا

سوی آشیانه برگرد

میهمان تنها و بی کس

میزبان بی رحم و نامرد

سینه ام می سوزد از درد

غرق خون و سر به دارم

من غریب این دیارم

غصه غیر از تو ندارم

دلبرا رفع خطر کن

زین سفر صرف نظر کن

شهر کوفه بی فروغه

مهربونیشون دروغه

وای امان از دل زینب،

آب گذشته از سر من

وای به جان دلبر من

ای امید آل طه

ای وجودم از تو شیدا

با امید لشگر خود

با همان که هست سقا

گو که مشک خویش پر کن

تا نیفتد اصغر از پا

یک علم به دوش عباس

صد علم به دوش اعلا

‌دختری گرفته اینجا

قول گوشواره ای را

دخترانت را میاور

در میان خار صحرا

عشق ببین با من چه کرده

سر به دار و ارباً اربا

جان به لب آمده امشب

وای امان از دل زینب

از غمت خونه خرابم (واویلا)

منبع:noheh.blogfa.com


 
کربلای تو ،عرش برینه
ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٤  
کربلای تو عرش برینه
کربلای تو عرش برینه
سینه چاک تو روح الامین
حبک نعمتی
قبرک قبلتی
ذکرک بهجتی یا حبیبی
وصلک منیتی
انت فی وحدتی
هجرک نقمتی یا طبیبی
سر به پای سرت می گذارم
نیزه خورده شه نی سوارم
ای سرا پای تو و جمله اعضای تو
زخم لبهای تو گرم یارم
من گدایت حسین آشنایت حسین
جان فدایت حسین ذکر زینب
کربلای تو عرش برینه
سینه چاک تو روح الامینه
حبک نعمتی
قبرک قبلتی
ذکرک بهجتی
یاحبیبی
روی ماه تو ماه شب من
همه شب ذکر تو بر لب من
ای مسیحای من ذکر لبهای من
بی تو شبهای من ، سرد و تازه
جان فدایی تو دل هواییی تو
از جدایی تو بی قراره
ای سرم خاک تو سینه ام چاک تو
حرم پاک تو قبله گاهم
روح پاکی چرا ، روی خاکی چرا
سینه چاکی چرا یار ما هم
در دل خسته ام جا نمودی
من هم از سینه زنها نمودی
سینه سوزان تو ، دیده گریان تو
دل پریشان تو غمگسارم
ای همه آه من ، مقصد راه من
یار دلخواه من ، نی سوارم
.........................

 
زن ایرانی"مرد ایرانی
ساعت ٢:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٤  
 
دانشجویان دختر
ساعت ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٠  
 
دختر ایرونی
ساعت ۱:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٩  
 
دختر ایرانی
ساعت ٥:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٧  
 
زن ایرانی
ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٧  
 
دختران و زنان دانشجو
ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٧  
 
دختران ایرانی
ساعت ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۳  
 
دخترایرونی
ساعت ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۳  
 
زن ایرانی
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۳  
 
دخترایرانی
ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۳  
 
دخترورزشکار ایرانی
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۳  
 
دختر ایرانی
ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢  
 
دخترایرانی
ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢  
 
دخترایرانی
ساعت ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢  
 
دختران ایرانی
ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢  
 
دختران ایرانی
ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢  
 
دخترایرونی
ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢  
 
دختران ایرانی
ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢  
 
 
 
 

محجبه ها فرشته اند